الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
250
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
مُلكِه وَ سُلطانِه ، وَ لَعَرَفتَ أَفعالِه وَ صِفاتِه ، وَ لكِنَّهُ إِلهٌ واحِدٌ كَما وَصَفَ نَفسَهُ لا يُضادُّهُ في مُلكِه أَحَدٌ ، وَ لا يَزولُ أَبَداً ، وَ لَم يَزَل . . . . « 1 » از اين قسمت وصيّتنامهء امام عليه السلام طالبان حقيقت مىتوانند براهينى استنباط نمايند كه شايد براى آن غير از اين وصيّتنامه منبع ديگرى در اختيار نباشد . تذكّر لازم پيش از آنكه به شرح و تفسير اين بيانات بپردازيم بايد تذكّر دهيم براهينى كه از اين كلام علوى استفاده مىكنيم ، برهان عقلى است و نه برهان نقلى كه معتمد بر اخبار انبيا و اوصياى آنهاست ، هرچند استدلال بر توحيد به كلام انبيا و خلفا و اوصياى آنها جايز است و مستلزم دَور نيست زيرا آنچه در اينجا دَور است استدلال به كلام انبيا بر اصل وجود خدا و بر بعضى از اسماء و صفات الهيّه است كه اثبات وجوب بعث انبيا بر آنها توقّف دارد ، مثل حكمت و علم و اراده ؛ امّا نفى تعدّد ذات حكيم قادر عالِم مريد ازلى و رحمان و رحيم و قديم به اخبار انبيا و اجماع و اتّفاق آنها دَور نيست زيرا اثبات دلالت معجزه بر صدق نبى ، توقّف بر توحيد ندارد . بنابراين با دلالت معجزه بر صدق انبيا ، اخبار آنها بر نفىِ شريك و عدم تعدّد إله قابل قبول و يقينآور است و يكى از ادلّهء توحيد مىباشد . از اين جهت هر يك از آيات توحيدى قرآن ، دليل مستقلّى بر
--> ( 1 ) . نهجالبلاغه ، نامهء 31 .