الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
239
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
ولى سجدهكننده بدون علم به امر خدا سجده كند ، اين سجده نهايت خضوع و شرك است . درگيرىِ انبيا با مشركان و بتپرستان بر سر اين بود كه آنان با اينكه مىدانستند سجده به آن اشياء از جانب خدا امر نشده است معهذا سجده مىكردند از اين جهت كه يا آنها را مظاهر خدا مىدانستند ، يا خدا را در آنها حلولكرده مىپنداشتند و يا معتقد بودند كه سجده به آنها از سوى خدا امر شده است . لذا انبيا به آنها مىگفتند : « ما أَنزَلَ اللَّهُ بِها مِن سُلطانٍ » « 1 » و « هَل عِندَكُم مِن عِلمٍ فَتُخرِجوهُ لَنا » « 2 » . ظاهر آياتى كه ذكرشان رفت ، ردع از عبادت ، و پرستش اصنام و اشخاص از جن و انس ، و امر و ارشاد به عبادت خداى يگانه است . از اين آيات - با توجّه به توضيحاتى كه قبلًا دربارهء معنى اوّل عبادت داده شد - استفاده مىشود كه مجرّد دعا و خواندن غير ، هر كس و در هر حال كه باشد زنده يا مرده ، عبادت او نيست ، هرچند كه از او چيزى طلب كند يا كارى را بخواهد ، بلكه در صورتى عبادت است كه مدعو و خواندهشده را خدا بداند يا به جاى خدا عبادت نمايد كه در اين صورت اگر او را بخواند و به او استغاثه كند شرك است ، چه او را واسطهء بين خدا و خود بداند يا خالق بداند و يا خدا را متّحد يا حالِّ در او بداند . و لذا شرك آنان كه بتها را شفيع و مقرّب مىشمردند ، از اين جهت بود كه با اعتقاد به واسطه بودن آنها به يكى از معانى فاسده ، عبادتشان مىكردند . در دو آيه از آياتى كه ذكر شد ، گفتارى كه از مشركان نقل فرموده است ، عذر نامقبول آنها در عبادتشان از غيرخداست و از اين جهت ، تمسّك به اين آيات در عدم جواز آنچه عبادت نيست يا عبادت بودن آنها بر حسب عرفِ اهلِ لغت غير معلوم است ، صحيح نمىباشد .
--> ( 1 ) . نجم ( 53 ) آيهء 23 . ( 2 ) . انعام ( 6 ) آيهء 148 .