الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
221
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
اطاعت كنند و خدا را به اطاعت از آن بپرستند و وظيفهء عبوديّت خود را انجام دهند ؛ رژيمى كه از باطن و وجدان هر كس بر او مأمور مىگذارد و وى را به رعايت عدالت و قانون وادار مىكند . اطاعت از اين رژيم و تمكين و تسليم و خضوع در برابر آنكه خضوع در برابر خدا و قانون خداست ، يك چهرهء توحيد عبادت است كه تمام اطاعتها در اجتماع موحّدان بايد در اطاعت از اين نظام تمركز پيدا كند تا معنى « انَّ هذِهِ أُمَّتُكُم أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُم فَاعبُدونِ » « 1 » تحقّق يابد و از اين جهت است كه هر كس امام زمان و رژيمى را كه او رهبرى مىكند و حكومت الهى او را نشناسد و بميرد ، به مردن جاهليّت مرده است و در رديف مشركان عصر جاهليّت و آنهايى كه رژيمهاى ديگر را پذيرفته و اطاعت مىكنند ، قرار خواهد گرفت . پس اين روايت متضمّن يك حقيقت بزرگ توحيدى ، و بيانكنندهء حدود و توسعهء قلمرو توحيد در عبادت ، و تفسير آياتى چون « وَ لَقَد بَعَثنا فى كُلِّ أُمَّةٍ رَسولًا أَنِ اعبُدوا اللَّهَ وَ اجتَنِبوا الطّاغوتَ » « 2 » است كه عبادت خدا و پرستش او را در اين چهره و بُعد و اجتناب از اطاعت طاغوت را در شناختن رژيم و نظام سياسى و اجتماعى الهى و طرد رژيمهاى ديگر و شناختن رهبر نظام توحيدى و مخالفت با رهبران نظامات شركى و جاهلى خلاصه كرده و ارزش نظام امامت و اصالت اسلامى و وحدت آن را شناسانده است ، و بر حسب همين بُعد توحيد عبادت است كه حكومت نوّاب خاص و ولاتى كه در عصر حضور امام معيّن مىشدهاند و نوّاب عامّ امام ، يعنى فقها و مجتهدين جامعالشّرايط كه در عصر غيبت امام عليه السلام
--> ( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 92 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 36 .