الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
201
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
مىنمايند ، در اسباب و مسبّبات باطنى و نهانى نيز وسايط باذناللَّه در ظهور فيض خدا و رحمت و مغفرت او و تصرّف در اسباب ظاهرى و طبيعى تأثير دارند و در اينجا نيز عمّال مشيّت الهى در كارند و فيض او گاه به طور مستقيم و بىواسطهء بعيد مىرسد و گاه با واسطهء درخواست و دعا از خدا يا از وسايط و وسايلى كه باذناللَّه و بر حسب نظام اوسع و اشمل الهى از اين نظام اسباب و مسبّبات قوىترند و بلكه به هم وابسته و مربوطند و چه بسا در بعضى از موارد اگر آن طلب و توسّل نباشد ، بنده از فيض خاصّى محروم مىگردد ، چنان كه در استحصال نعمتهاى الهى در عالم طبيعت اگر بنده فاقد بعضى از وسايل شود ، آن نعمت و آن محصول و ثمر به نحوى كه آن وسيله را به كار مىبرَد ، فراهم نمىشود . خلاصه علاوه بر اين اسباب و مسبّبات ظاهرى كه چون ما زياد با آنها مأنوس شدهايم تأثير و تأثّرشان را خلاف توحيد نمىدانيم و خلاف آن هم نيست ، اسباب و مسبّبات ديگرى نيز هستند كه هم در اسباب و مسبّبات ظاهرى تأثير دارند و هم در جلب رحمت و مغفرت اخروى ، مانند دعا و صدقه و توسّل و مواقع و مواقف و مشاهد و ازمنه . بنابراين توجّه به اين امور مثل زمان خاص يا مكان خاص مانند جمعه و مسجد و مشهد و بيت نبىّ يا ولى كه شرافت و تأثير آنها در استجابت دعا معلوم و ثابت است ، به هيچ وجه مشركانه نيست بلكه عين توحيد و استفاده از وسايلى است كه همه به اذن خدا در سلسلهء وسايط و اسباب جلب رحمت الهى قرار دارند ، و خواندن نبىّ يا ولى با خواندن ساير افراد در امور عادى از اين جهت تفاوتى ندارد ، و خواندن پيغمبر و امام در حال ممات - كه حيات آنها را بعد از موت نيز ثابت مىدانيم و با خواندن آنها در حال حيات فرقى نمىكند - شائبهء شركى ندارد و اگر هم هيچ دليلى