الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

181

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

مطلب دوم : توحيد صفاتى و افعالى مراد از توحيد صفات اين است كه همان‌طور كه ذات خدا بىهمتا و بىنظير و يكتاست ، صفات خدا نيز همانند و نظير ندارد و خداوند در صفاتش نيز يكتا و واحد است كه اين توحيد بعد از اثبات توحيد ذات ، خودبه‌خود ثابت مىشود . چون وقتى واجب‌الوجود ، بالذّات و للذّات ، واحد باشد ، موصوف به صفات حقيقى بالذّات و للذّات است و صفات حقيقى بالذّات و للذّات مثل حيات و قدرت و علم نيز واحد خواهد بود . و توحيد صفات و وحدت حق در صفات ذاتيّه با همان ادلّهء توحيد ذات ثابت مىگردد ، و در صفات غيرذاتيّه مثل قِدَم يعنى مسبوق نبودن به غير و صفات سلبى نيز چون برگشتِ آن به نفى تركيب و امكان است ، توحيد صفات ثابت مىشود . و بعضى از صفات فعل هم مثل تكلّم و اماته و احيا و خلق نيز به صفت قدرت برمىگردند كه از صفات ذات است و معنى المتكلّم و الخالق و المميت و المحيى و الرّازق و المصوِّر ، قدرت‌دارنده بر تكلّم و خلق و اماته و احيا و رزق و تصوير است و اگر اين صفات را به معنى صدورىِ آنها از خدا بر او اطلاق كنيم و مثلًا مراد از الخالق را « الّذى خلق الخلق » بگيريم ، از صفات فعل محسوب مىشوند . معنى ديگر توحيد صفات اين است كه ذات و صفت ، واحد است و موصوف ، غير صفت نيست كه اين مطلب هم پس از اثبات بسيط بودن واجب و عدم تركيب واحديّت او ، خودبه‌خود ثابت مىشود ، و گرنه تركيب و احتياج و نقص يا تعدّد ، واجب و قِدَماً لازم مىشود . و مراد از توحيد افعالى اين است كه خدا در امر خلق و رزق و اماته و