الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

175

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

جوابش اين است كه همان‌طور كه انتزاع عَرَضيّت از اجناس عاليه منوط به تحقّق جهت مشترك بين آنهاست كه خارج از ذات آنها و از ناحيهء وجود آنهاست و آن ، حلول و عروض است ، همچنين انتزاع وجوب وجود از دو واجب‌الوجود كه فرض مىكند ، توقّف دارد بر وجود جهت مشترك بين اين دو . پس لازم مىشود تركيب ، و لااقل از ماهيّت و وجود ، و آن در واجب‌الوجود محال است و مستلزم نفى وجوب وجود از ذات هر دو شيئى است كه اطلاق واجب‌الوجود را بر آنها به لحاظ امر عَرَضى و خارجِ محمول ، صادق فرض مىكند . 3 . بيان ديگر اين است كه عنوان و مفهوم واحد بر غير مصداق و معنونِ واحد ، صادق نيست و از امور متعدّدهء متباينه بدون جهت مشتركى بين آنها ، انتزاع مفهوم يا عنوان واحد محال است و توضيح آن به اين است كه انتزاع مفهوم واحد از متعدّد بر چند وجه تصوّر مىشود : اوّل اينكه متعدّد بما هو متعدّد و بدون لحاظ جهت مشتركى ، منشأ انتزاع مفهوم و عنوان واحد باشد ، و اين قسمى است كه ادّعا شده است عقل به طور بداهت به استحالهء آن حكم مىكند . دوم اين است كه امور متعدّده براى اينكه در جهت واحده‌اى مشتركند ، منشأ انتزاع مفهوم واحد باشند ، و منشأ انتزاع مركّب از مابه‌الاشتراك و مابه‌الامتياز باشد ، و مفهوم از مابه‌الاشتراك و مابه‌الامتياز انتزاع شود كه منشأ انتزاع اگرچه متعدّد مىشود امّا مصحّح انتزاع جهت مشترك باشد . و اين فرض اگرچه از فرض اوّل آسان‌تر است ولى مثل همان فرض ، باطل است . سوم آنكه انتزاع ، فقط جهت مشترك بين متعدّد باشد ، و اين حق است . پس منتزع واحد ، و منشأ آن نيز واحد است ، و مصداق واحد و مفهوم هم