الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

17

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

جايى براى اختلاف و كشمكش باقى نخواهد ماند زيرا پيروى از على عليه السلام به اتّفاق فريقين ، موجب نجات و رستگارى است و كسى از اشاعره و حنابله و معتزله و سلفيّه و غير از ايشان نيست كه بتواند آن حضرت را در مذهبى كه در الهيّات و تفسير و شرح آيات قرآن و معانى اسماء و صفات داشته است ، به خطا نسبت دهد و او را در عقايدش - العياذ باللَّه - بر طريق باطل بداند . پس چه بهتر كه فرصت را غنيمت شمرده ، با همهء فِرَقِ اسلامى برادرانه به سوى كلام على عليه السلام برويم و به او بگرويم و از آن حضرت فراگيريم ، و بجاست كه اين مثَل را كه ابن ابىالحديد در ضمن شرح خطبهء اشباح ( خطبهء 90 ) گفته و سپس به بيان فضيلت و مدح على عليه السلام پرداخته است ، ما نيز بگوييم كه : « اذ جاء نهر اللَّه بطل نهر معقل » . وقتى على عليه السلام در الهيّات و مباحث توحيدى سخن رانده و حقايق را روشن فرموده باشد و وقتى نهج‌البلاغه در اختيار مسلمين باشد ، جاى مراجعه به حسن بصرى و و اصل بن عطاء و ابوالحسن اشعرى و امام‌الحرمين و ابوبكر باقلانى و اسفراينى و ابن تيميّه و ابن قيّم و ديگران نيست كه : « اذ جاء نهر اللَّه بطل نهر معقل » . اگر مسلمانان همان حديث ثقلين متواتر را گرفته بودند و سياستهاى حكّام ، آنها را از اخذ علم از على عليه السلام و ساير اهل بيت باز نداشته بود ، علم كلام با اين همه مجادلات خودرأيان بىمعرفت ، عريض و طويل نمىشد و عقايد سخيف غيرمعقول نسبت به خدا و ماوراءالطّبيعه در ميان مسلمين پديد نمىآمد . اينك كه آن سياستها تا حدّى از بين رفته و يا از اهميّت افتاده سزاوار است مسلمانان پس از چهارده قرن از علوم اهل بيت پيغمبر عليهم السلام منتفع شوند و الهيّات را از مكتب على عليه السلام بياموزند . عجب است از شارح نهج‌البلاغه شيخ محمّد عبده كه با اينكه نهج‌البلاغه را قطعىالصّدور از على عليه السلام مىداند ، در رسالهء « توحيد » ش از آن حضرت اقتباس نكرده و در موارد متعدّد همان اشتباهات و مجادلات گذشتگان را تكرار نموده است ، و جاى تأسّف است كه