الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

147

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

هزار نقش برآرد زمانه و نبوَد * يكى چنان كه در آيينهء تصوّر ماست بنابراين ، موضوع به خودى خود جالب نظر و حايز اهميّت است و به خصايص اختصاصىِ هر نوع كه در نوع ديگر نيست اشاره كرده و خلاصه در خداشناسى و دلالت بر وجود خدا به صورت نوعىِ اشياء تكيه فرموده است . صُوَر ظاهرىِ اشياءِ مركّب ، مثل : گُل و پرنده و دام و دد و ميوه و درخت و شكوفه و كوه و معدن ، بيشتر از مواد تشكيل دهندهء آنها ، جالب است . آن‌قدر كه به صورت انسان توجّه مىشود به موادّى كه پيكر انسان از آن تركيب يافته و تصوير شده است توجّه نمىگردد . لذا حضرت در نهج‌البلاغه خصوص همين صورت انسان را ضمن چندين خطبه بيان فرموده است . بايد توجّه داشته باشيم كه مسألهء آفرينش صوَر ، از بزرگ‌ترين مسائل جهان‌شناسى به شمار مىآيد و انديشه در آن ، از مهم‌ترين كلاسهاى معرفت‌اندوزى و خداشناسى است كه هم در قرآن مجيد و هم در نهج‌البلاغه و هم در احاديث شريفهء ديگر به آن توجّه كامل شده است . بخش دوم : ناتوانى انديشه‌ها از شناخت حقيقت خدا يكى از مسائل مهم و ارزنده و عرفان‌بخش كه در الهيّات از آن بحث مىشود ، مسألهء عدم امكان و محال بودن درك حقيقت و كُنه خدا ، و غيرمتناهى بودن ذات بارىتعالى و اوصاف او ، و تنزّه و تقدّس و بلندى او از تشبيه به مخلوقات و موجودات محدود و متناهى ، و عدم نفاد خزاين نعم ، و عدم امكان اداى حقّ مدح و حمد و تعداد نعمتهاى او است .