الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

144

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

چون فسخ عزيمتها را هم به پيدايش صارف قلبى از نيّت معنى كرده‌اند ، فرموده‌اند « و حلّ العقود » عطف تفسيرى است . امّا بنا بر اينكه هر جمله ، بايد مفهوم مستقل داشته باشد اين احتمال نزديك به ذهن است كه مراد از « حلّ عقود » ، باز كردن گرههاى امور و حلّ مشكلات و دشواريهاست . آرى ، گاهى گرههاى بسته چنان به لطف و عنايت خدا باز مىشود كه به هيچ چيز جز مدد غيبى و عالم غيب ، امكان استناد ندارد . گاه انسان براى رسيدن به مقصودى تا سرحدّ توان تلاش مىكند امّا همهء درها را به روى خود بسته مىبيند و سعى و تلاش خويش را بىثمر مىيابد . ولى ناگهان به عنايت الهى و به گونه‌اى كه در ذهنش خطور نمىكرد ، درى كه هرگز باز شدنش را احتمال نمىداد به رويش باز مىشود و به مقصود نايل مىگردد . دربارهء اين دو مورد ( فسخ عزيمتها ، و باز شدن گرهها ) حكايات و سرگذشتهاى بسيارى نقل شده است « 1 » كه بر افراد تحت فشار و گرفتاران ، پس از سختىهاى بسيار ، كار آسان شد و پس از تنگيها و دشواريها ، گشايش نصيبشان گرديد و مضمون آياتى چون « سَيَجعَلُ اللَّهُ بَعدَ عُسرٍ يُسراً » « 2 » ، « فَإِنَّ مَعَ العُسرِ يُسراً . إِنَّ مَعَ العُسرِ يُسراً » « 3 » ، « وَ مَن يَتَوَكَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ » « 4 » ، و « وَ مَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجعَل لَهُ مِن أَمرِه يُسراً » « 5 »

--> ( 1 ) . از خداوند متعال توفيق مىخواهم و همچنين به دوستان و اهل اطّلاع و كاوش در تاريخ‌توصيه مىنمايم كه حكايات مربوط به فسخ عزيمتها و حلّ عقود را كه براى تقويت بينش و معرفت برخى از استدلالات علمى مؤثّرترند ، جمع‌آورى نمايند كه يقيناً كتاب بزرگ و پرفايده‌اى خواهد شد . ( 2 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 7 . ( 3 ) . انشراح ( 94 ) آيات 5 و 6 . ( 4 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 3 . ( 5 ) . همان ، آيهء 4 .