الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
22
حضرت سيد الشهداء امام حسين (ع) مصباح هدايت (فارسى)
ستمديدگان و مظلومين بود . 6 . زهد حضرت سيد الشهداء عليه السلام بهترين نشانه زهد كامل و خوار شمردن دنيا همان فداكارى و گذشت آن حضرت از جان خود و جوانان و برادران و اصحاب و ياران ، و تن دادن به آنهمه مصيبت و بلا بود . اگر دنيا و مال و نعمت آن ، در نظر كسى بىقدر و ارزش نباشد نمىتواند اين گونه در راه حق و يارى دين خدا و بزرگداشت هدف عالى خود پايدارى و استقامت ورزد تا به حدّى كه بدن قطعه قطعه عزيزانش را ببيند و صداى ناله كودكانش را از زحمت تشنگى بشنود و گريه زن و بچه ، دل پر از مهر و عاطفه او را به درد آورد و برپيكرش آن همه زخمهاى كارى وارد شود ولى در يارى دين خدا ثابت و پا برجا بماند و در مقابل باطل نرمش نشان ندهد و مانند كوه تمام اين مصائب او را تكان ندهد . آرى به حسين عليه السلام پيشنهاد مى شد كه با يزيد از در مسامحه و سازش در آيد ، و به نحوى كه در عرف اهل دنيا خلاف شأن و شرف او شمرده نشود با او كنار بيايد ، و در عوض خودش و خاندان و فاميل و كسانش از دنيا متمتع و بهره مند شوند ؛ اما حسين كسى نبود كه براى خاطر زندگى دنيا و خوشگذرانى ، مصالح عاليه اسلامى را ناديده بگيرد و با گرفتن حقالسكوت برقرارى چنان دستگاه فاسد و ظلم و كفر را امضاء نمايد و در اداى تكليف و وظيفه مهمى كه از طرف خدا به عهده دارد مسامحه و كوتاهى نمايد . حسين پسر آن كسى است كه فرمود : « اگر آفتاب را در دست راست ، و ماه را در دست چپم بگذارند كه دست از دعوت بردارم ، برنخواهم داشت » . او پسر كسى است كه مى گفت : « دنياى شما نزد من از آب بينى يك بز زكامى خوارتر است » . پس حسين مانند پدرش رئيس و سيد زهاد بود . پدر مى گفت : مَا أنا إلّا كَقارِب وَرَدَ اوْ كَطالِب وَجَدَ پسر مىگفت : انِّي لا ارَي الْمَوْتَ الّا سَعادَةً ، وَلَا الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ الّا بَرَماً