الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
72
رسالت عاشورايى (فارسى)
انقلاب محرّم محرّم است و جهان پر ز انقلاب شده است * به شيون و غم و اندوه شيخ و شاب شده است ز بانگ شور برانگيز القيام و جهاد * قلوب اهل ستم اندر اضطراب شده است ز مكتب كَرَم و نهضت و عزاى حسين * الى الابد به سوى خلق ، فتح باب شده است به مُلك عزّت نفس و ثبات و قوّت دين * شهيد كرب و بلا ، مالك الرّقاب شده است براى اهل بيت پيمبر كنار شطّ فرات * ز جور فرقهى كفّار ، قحط آب شده است پيمبر است غمين و على عزادار است * به روضه ، حضرت زهرا در التهاب شده است مگر حسين ز ميدان دوباره بهر وداع * به سوى خيمهگه زينب و رباب شده است دريغ و درد كه از سنگ كينه دشمن * ز خون ، محاسن نورانيش خضاب شده است مگر كه حضرت عبّاس باز از پى آب