الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

43

رسالت عاشورايى (فارسى)

خبر ، ناراحت و نگران گرديد . او بيست هزار نفر را براى نبرد با حضرت فرستاد و به آنها امر كرد تا براى يزيد از آن حضرت بيعت بگيرند و اگر بيعت نكرد او را بكشند . وقتى به او پيشنهاد بيعت شد ، نپذيرفت و به جد و پدرش تأسى نمود و به تحمل ظلم و زور و ننگ و عار ، راضى نگشت ؛ شجاعت هاشميه را آشكار كرد و با اينكه خود ، اهل بيت ، عزيزان ، كسان و اصحابش را محاصره كرده و هدف نيزه و تير قرار دادند ، در جهاد ، ثابت‌قدم ماند و با شهامت عالى بدون اضطراب و با قوّت قلب در چنين موقعيت خطيرى پايدارى نمود و ندا سر داد : يا اهْلَ الْكُوفَةِ ! ما رَأيْتُ أغْدَرَ مِنْكُمْ قُبْحاً لَكُمْ ، وَ تَعْساً لَكُمُ الْوَيْلُ ثُمَّ الْوَيْلُ . اسْتَصْرَخْتُمُونا فَاتَيْناكُمْ ، وَ اسْرَعْتُمْ الي بَيْعَتِنا سُرْعَةَ الذّبابِ وَ لَمّا اتَيْناكُمْ تَهافَتُّمْ تَهافُتَ الْفَراشِ ، وَ سَلَلْتُمْ عَلَيْنا سُيُوفَ اعْدائِنا مِنْ غَيْرِ عَدْل افْشَوْهُ فيكُمْ ، وَ لاذَنْب مِنّا كانَ الَيْكُمْ الا لَعْنَةُ اللهِ عَلَى الظّالِمينَ ثُمَّ حَمَلَ عَلَيْهِمْ ، وَ سَيْفُهُ مُصَلَّتٌ في يَدِهِ وَ هُوَ يُنْشِدُ : انَا ابْنُ عَلِي الحِبْر مِنْ آلِ هاشِم * كَفاني بِهذا مَفْخَراً حينَ افْخُرُ اى مردم كوفه ! عهد شكن‌تر از شما نديده‌ام ؛ زشتى ، هلاكت ، نابودى و شقاوت بر شما باد كه به ما استغاثه كرديد ، و ما را به يارى خود خوانديد ، ما دعوت شما را پذيرفتيم و شما به سوى بيعت ما مانند مگس ، شتاب گرفتيد ! اكنون كه به سوى شما آمديم مانند پروانه سبك فرو ريختيد ، و به سوى شر و بدى رو كرديد و شمشيرهاى دشمنان ما را به روى ما كشيديد بىآن‌كه آنها عدل و دادى در ميان شما فاش كنند ، و از ما گناهى نسبت به شما صادر شده