الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
13
آفتاب مشرقين (دفتر شعر عاشورايى) (فارسى)
بنازم به آن همّت عالى تو به آن صبر و ايمان و آن استقامت تو اعلام كردى به آزاد مردان كه مرگ است با سر بلندى سعادت به لطف تو دارند چشم شفاعت عُصاة محبان به روز قيامت فداى سر انور بىتن تو كه بر نيزه مىكرد قرآن تلاوت به قربان آن كودك شير خوارت كه تير ستم كرد او را سقايت ايا مالك مُلك حُسن و معالى ايا معدن جود و فيض و سخاوت از اين وضع دوران و از شدّت دهر مرا هست بر درگهت بس شكايت سخن در جناب تو سربسته گويم كه ابلغ بود از صراحت كنايت