الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

9

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

عبدالعظيم حسنى فرمود : بر آقا و مولاى خود ، على بن محمّد عليه السلام وارد شدم ، چون نظر آن حضرت بر من افتاد ، فرمود : مرحبا اى ابوالقاسم ، براستى كه تو از دوستان ما هستى . عبدالعظيم گفت : عرض كردم : اى پسر پيغمبر ، مىخواهم عقايد دينى خود را بر شما عرضه بدارم ، اگر پسنديده باشد بر او ثابت باشم تا به لقاى خداوند برسم امام عليه السلام فرمود : بگو ، اى ابوالقاسم . گفت : عرض كردم : من معتقدم كه خدا يكى است و مانند او چيزى نيست ، و از دو حدّ ابطال و تشبيه بيرون است ، خداوند جسم و صورت و عرض و جوهر نيست ، بلكه پروردگارْ اجسام را جسميت داده و صورت ها را تصوير فرموده ، و اعراض و جواهر را آفريده است ، او خداوند همه چيز و مالك و محدث اشياء است . معتقدم كه محمد صلىالله عليه وآله بنده و فرستاده او خاتم پيغمبران است ، و پس از وى تا روز قيامت پيغمبرى نخواهد بود ، شريعت وى آخرين شرايع بوده و پس از او دينى و مذهبى نخواهد آمد . عقيده من درباره امامت اين است كه امام بعد از حضرت رسول صلىالله عليه وآله اميرالمؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام است ، بعد از او حسن ، پس از وى حسين و على بن الحسين و محمّد بن على و جعفر بن محمّد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمّد بن على و سپس شما . در اين هنگام حضرت هادى عليه السلام فرمود : پس از من فرزندم حسن امام است ، ليكن مردم درباره امام بعد از او چه خواهند كرد ؟