الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

85

شرح حديث عرض دين حضرت عبد العظيم حسنى (ع) (فارسى)

بندگى از نوع اول كه همه را شامل است جنبه‌ى تكوينى و قهرى دارد كه احدى نمى تواند از آن سر باز زند و ذرّه اى خودمختارى نشان بدهد . اما بندگى از نوع دوم اختيارى و ارادى است . بنده در مسير اين بندگى خود را مى شناسد و فقر و نياز خود به خدا را درك كرده و امورش را به او تفويض مى نمايد و در خط اطاعت محض و بى چون و چراى مولاى خويش قدم برمى دارد و زبان حال او اين اشعار است : بنده آن باشد كه بند خويش نيست * جز رضاى خواجه اش در پيش نيست گر ببُرّد خواجه او را پا و دست * دست ديگر آورد كاين نيز هست نه ز خدمت مزد خواهد نه عوض * نه سبب جويد ز امرش نه غرض بارى ! پس از اقرار به عبوديت و بندگى حضرت خاتم الانبياء صلىالله عليه وآله ، رسالت و خاتميت آن حضرت و اينكه پيغمبرى بعد از آن پيامبر تا روز قيامت نخواهد بود و شريعت او خاتمه‌ى الشرايع و پايان دهنده‌ى همه شرايع و اديان است و بعد از او تا روز قيامت شريعتى نخواهد آمد را عرضه مى دارد . اما اقرار و شهادت به رسالت ، شرط حكم به اسلاميت است كه تا كسى به آن شهادت ندهد حكم به مسلمان بودن او نمى شود و احكام اسلام نيز بر او جارى نخواهد شد ، مگر آنكه فطرتش بر اسلام باشد كه به تبعيت امر پدر و مادر حكم به اسلام او مىشود و بعيد نيست كه پس از بلوغ نيز مادامى كه اظهار خلاف نكرده باشد اين حكم بر او جارى است . در هر حال ، بعد از كلمه‌ى توحيد و اقرار به وحدانيت خداوند متعال ،