الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

20

راه اصلاح يا امر به معروف و نهى از منكر (فارسى)

تو خود بنگر از اين خشخاش چندى * سزد گر بر بروت خود بخندى چه بسا از مسائلى كه درك انسان از فهم آنها قاصر ، و چه بسا مطالبى كه اصلًا قوّه‌ى فهم آن به او داده نشده است كه : ( وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ) « 1 » امروزه كه دنياى علم اين همه ترقى نموده و نيروى دانش و فكر بشر اين همه مجهولات را معلوم ساخته است ، باز هم مسلم است كه معلومات انسان اگرچه ميليون‌ها سال ديگر از عمر او بگذرد در مقابل مجهولاتش حقير و ناچيز است . و اگر ما به غير از اين حواس و راه‌هاى ارتباطى كه با اين عالم داريم حواس ديگرى مىداشتيم محققاً بر اسرار بيشترى اطلاع پيدا مىكرديم . لذا قرآن مجيد نسبت به شخص اول عالم ( يعنى پيغمبر اسلام صلّى الله عليه وآله ) خطاب مىفرمايد كه : ( وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا ) « 2 » از اين مطالب هم كه بگذريم بيشتر افراد به واسطه نظريات و مقاصد شخصى كه دارند و در اثر آنكه تحت تأثير عوامل بسيارى مانند خواهش‌هاى نفسانى و تربيت خانوادگى و محيط قرار گرفته‌اند ، در بسيارى از نظريات و آرايى كه اظهار مىدارند متّهمند . پس نمىتوان ميزان تميز خير و شرّ ، حقّ و باطل و خوب و بد را به طور كلى « عقل » دانست . خصوصاً كه افراد در درجات استعداد و فهم و شعور و ادراك متفاوتند و بسيار اتفاق مىافتد كه چيزى را كه يك عقل آن را خوب و معروف تشخيص داده ، عقل

--> ( 1 ) . سوره‌ى اسراء ، آيه‌ى 85 ( 2 ) . سوره‌ى طه ، آيه‌ى 114 .