السيد محمد صادق الروحاني
52
نظام حكومت در اسلام (فارسى)
اختصاص به عبادات و معاملات ندارد بلكه از جمله آنها احكام جزايى و سياسى و وجوب دفاع از استقلال مملكت اسلامى و سد ثغور و امثال آنها است كه بدون نيرو و قدرت و حكومت اجراى آنها ممكن نيست ، بنابراين ارث به اين معنى هم مستلزم جعل ولايت و زعامت و حكومت است . اشكال چهارم اينكه روايت دلالت مىكند بر اينكه علما ارث مىبرند از انبيا ، معنى اين جمله اين است كه آنچه متعلّق به انبيا بوده و بعد از آنها باقى است ، منتقل به علما مىشود . حكومت و ولايت عامه انبيا بعد از آنها باقى است يا نه ، بر ما معلوم نيست تا به اطلاق دليل بگوييم به علما داده شده است . جواب اين اشكال از آنچه در جواب اشكالات قبلى بيان شد ، روشن مىگردد ، بهعلاوه حكومت بدون اشكال بعد از پيغمبر اكرم ( صلى الله عليه وآله ) باقى است ، زيرا قطع نظر از آيات و روايات دالّه بر اين معنى و روش حضرت امير ( عليه السلام ) هيچ ملتى و فرقهاى بدون رئيس و حاكم نمىتواند به موجوديت خود ادامه دهد ، پس مسلماً حكومت بعد از پيامبر اسلام بايد باشد ، و حديث دلالت مىكند كه منتقل به علما شده است . فقها امناى پيامبرانند 3 . خبر سكونى از امام صادق ( عليه السلام ) : قال رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) : « الفقهاء امناء الرّسل ما لميَدْخلوا فى الدنيا ؛ قيل : يا رسولالله ! و ما دخولهم فى الدنيا ؟ قال ( صلى الله عليه وآله ) : اتّباع السلطان فإذا فَعَلوا ذلك فأحْذروهم على دينكم » ، « 1 » سند روايت معتبر است ، در اين خبر از پيامبر منقول است كه فرموده : فقها امين و مورد اعتماد پيامبرانند ، مادامى كه داخل در دنيا نشوند . سؤال شد : مراد از دخول در دنيا چيست ؟ فرموده است : پيروى كردن از
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 46 ، حديث 5 ، اين روايت را قطب راوندى ( ره ) در نوادر پسند صحيح از امام موسى كاظم ( عليه السلام ) روايت نموده ، و نيز نعمان بن محمد بن منصور قاضى مصر در كتاب دعائمالاسلام از امام جعفر صادق ( عليه السلام ) روايت كرده است به نقل حاجى نورى در مستدرك .