السيد محمد صادق الروحاني
48
نظام حكومت در اسلام (فارسى)
ستمگران و گرسنگى جانكاه و محروميت ستمديدگان خاموش نمانند زمام حكومت را رها مىساختم و از پى آن نمىگشتم و مىديديد كه دنيا و مقامات دنيوى و رياست آن در نظر من از آب عطسه بُزى ناچيزتر است . مورد استشهاد ما جمله دوم است كه امام مىفرمايد ، علت قبول زعامت پيمانى است كه خدا از علما گرفته كه در مقابل ظلم ستمكاران ساكت ننشينند ، همان نحوى كه خود امام ( عليه السلام ) بدون تصدى مقام حكومت عمل به اين واجب را غيرممكن مىداند و لذا براى عمل به آن قبول زعامت نموده است . در زمان غيبت هم چون اين واجب همچنان در وجوب خود باقى است و ما نمىتوانيم ساكت بنشينيم و ببينيم عدهاى ستمكار مزدور و عامل بيگانه به كمك اربابان خود و با زور سرنيزه اموال ملت و دسترنج مليونها مسلمان و ثروت عمومى را به يغما مىبرند و صرف عياشى و هرزگى خود و نزديكانشان مىنمايند و نمىگذارند ملت از حداقل نعمتها استفاده كنند ، بلكه بر ما فرض است كه به اين وضع ظالمانه خاتمه دهيم و در راه سعادت انسانها هر نوع حكومت ظالمانهاى را سرنگون كنيم . و معلوم است اين عمل بدون تشكيل حكومت حق و عدالت امكان ندارد ، پس مسلماً شخص يا صنفى را خداى تعالى براى تصدّى اين كار تعيين نموده و از روايات بسيارى استفاده مىشود آنها علما و فقهاى اسلامند . علما ورثه انبياءند 2 . خبر قدّاح از امام صادق ( عليه السلام ) : قال رسولالله ( صلى الله عليه وآله ) فى حديث : إنّ الْعلماء ورثة الانبياء ، إنّ الانبياء لميورثوا ديناراً و لادرهماً و لكن ورثوا العلم ، فمن أخذ بشىء منه ، فقد أخذ حظّا وافِرا ؛ « 1 » رجال اين حديث همه از ثقات و مورد اعتمادند و لذا در اصطلاح علما از اين روايت به روايت صحيحه تعبير مىكنند .
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 1 ، ص 34 .