السيد محمد صادق الروحاني
42
نظام حكومت در اسلام (فارسى)
بنابراين تعيين حاكم در اسلام به يكى از دو راه است : يا به انتصاب است كه از طرف خدا يا پيامبر ( صلى الله عليه وآله ) يا امام معين شده باشد ( شيعه بر اين عقيده است ) ، يا به انتخاب كه مردم بدون واسطه يا با واسطه كسى را براى خود رهبر تعيين كنند ، به عبارت ديگر همانند حكومت دموكراسى كه در اشكال مختلف در دنيا وجود دارد و بر اساس اكثريت آراى مردم رهبرى را معين مىنمايند و او زمام امور كشور را بهعنوان نماينده اكثريت مردم بهدست مىگيرد در اسلام به دلايل زير حاكم از راه انتصاب معين مىشود : الف : ادلهاى كه در فصل آينده مىآوريم كه پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) فقهاى اسلام را در زمان غيبت حاكم قرار داده و اطاعت از دستورات آنان را لازم شمرده است . ب : تعيين حاكم به روش سيستم دموكراسى با آنكه ايدهآل همه روشنفكران است ، اخيراً گروهى از روشنفكران كشورهاى تازه به استقلال رسيده و انقلابى به اين نكته متوجه شدهاند كه در صورتى كه اكثريت قريب به اتفاق يك جامعه ركود فكرى داشته باشند و ناآگاه باشند ، براى رساندن اين جمعيت به يك سعادت ايدهآل بايد تغيير انقلابى در خود مردم ايجاد شود و معتقدات خرافى از بين برود و طرز تفكرشان عوض شود و روابط اجتماعى غلطى كه دارند تغيير كند تا سرانجام يك دموكراسى متحرك و سازنده برقرار گردد و مادامى كه يك جامعه از ركود درنيامده و معتقدات خرافى را كنار نگذارد و طرز تفكرش عوض نشود اين وضع بايد ادامه داشته باشد . در چنين حكومتى اگر تعيين حاكم از راه مراجعه به آراى مردم باشد ، قطعاً اكثريت آنها به كسى كه مخالف عادات و عقايدشان است رأى نخواهند داد و از آنجا كه اسلام برنامه انقلابى دارد لذا تعيين حاكم به نحو دموكراسى كذايى و مصطلح در آن مفهومى نخواهد داشت . ج : در دموكراسى ثابت كه بر اساس كشوردارى قرار دارد ، نه بر اساس حركت و تربيت ، و به عبارت ديگر بر اساس حفظ سنن موجود و احساس بىقيدى افراد