السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)

51

جبر و اختيار (فارسى)

مىشود و وجودش واجب است و انسان اختيارى در فعل ندارد . توضيح سخن محقق خراسانى محقق خراسانى در كفايه « 1 » پس از آنكه تكليف گنهكاران را توجيه نموده است از اين اشكال پاسخ گفته و چنين فرموده است : اراده خداوند ، همان علم به صلاح و نيكى است . پس اگر معلوم ، چيزى باشد كه به حسب نظام كلى [ آفرينش ] صلاح و نيك است خود اين علم بدون حالت در انتظارى ، علت تكوين است و اگر معلوم ، چيزى است كه به حسب برخى اشخاص و نه به حساب نظام كلى و تام ، صلاح و نيك مى باشد ، علم ، علت است كه آن شخص آنچه صلاح اوست را اعلام كند كه در آن هم مصلحت و هم مفسده است . و آنچه در افعال اختيارى متعلق به تكاليف از آن گريز و چاره اى نيست ، قسمت دوم است . [ امورى كه به حسب برخى اشخاص صلاح مى باشد ] بله ، هنگامى كه اين دو معلوم با هم توافق داشته باشند . چاره اى جز اطاعت و ايمان نيست و اگر با هم به مخالفت برخيزند چاره اى از برگزيدن كفر و نافرمانى نمى باشد . محقق خراسانى سپس چنين بر سخن خود اشكال كرده است : اگر كفر و سرپيچى و پيروى و ايمان به سبب اراده تكوينى خداوند است كه از مقصود تخلف نمى كند ، پس صحيح نيست كه تكليف به

--> ( 1 ) - كفايه الاصول ص 67 ( اشكال و پاسخ )