السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

70

ره توشه نوجوانان (فارسى)

براى آنها دعا مىكرد ، بر بدنش سنگ مىزدند و خاكستر داغ بر سرش مىريختند و او براى هدايت آنها دست دعا به درگاه خدا برمىداشت . بسيار متواضع بود به طورى كه روى زمين مىنشست و روى زمين غذا مىخورد و كارهاى خانه را خودش انجام مىداد ؛ مثلًا گاهى درب خانه را خودش بر روى افراد باز مىكرد ، گوسفند را خودش مىدوشيد ، چون خدمتكار او از گرداندن آسياب دستى كه در آن زمان در خانه‌ها وجود داشت خسته مىشد آن حضرت او را كمك مىكرد ؛ هيچ گاه براى امور دنيوى خشمناك نشد و غضب او فقط براى خدا بود ؛ با فقرا و طبقهء افتاده هم‌غذا مىشد ، و افراد صالح و دانشمند را احترام مىنمود ؛ در خوراك و پوشاك بين خود و خدمتكارانش فرقى نمىگذاشت ، به هر كه مىرسيد سلام مىكرد ، و در هر مجلس كه مىنشست به ياد خدا بود ، بيشتر رو به قبله مىنشست ؛ اگر كسى براى انجام كارى به او احتياج داشت زود حركت مىكرد و به دنبال كار او مىرفت ؛ ميهمان را احترام مىكرد و گاهى عبا و رداى خود را روى زمين مىانداخت تا ميهمان روى آن بنشيند . روزى شخصى در حال سخن گفتن با آن حضرت به واسطهء عظمت وى مىلرزيد ، حضرت فرمودند : چرا از من مىترسى ، من كه پادشاه نيستم . به راستى كه او اسوه و الگوى كامل اخلاق و انسانيت براى بشر بود ؛ آن گونه كه خود فرموده بود : « من به پيامبرى مبعوث شدم تا فضائل اخلاقى را تكامل بخشيده ، به نقطهء اوج خود برسانم . » « 1 » آيا بالاتر از اين گذشت و مردانگى وجود دارد كه وقتى مشركين جنايتكار - كه ساليان دراز

--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 16 ، ص 210 - بيقهى ، السنن الكبرى ، ج 10 ، ص 192