السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

33

ره توشه نوجوانان (فارسى)

پرسش : اگر همهء افراد بخواهند عمر خويش را به مطالعه و تحقيق در زمينهء اصول اعتقادات بگذرانند امور جامعه فلج گرديده و ديگر كسى به كار ديگرى نمىرسد ؛ با اين وصف اگر افراد بخواهند اصول اعتقاديشان تقليدى نباشد بلكه همراه با تحقيق باشد ، چه كارى بايد انجام دهند ؟ پاسخ : منظور ما اين نبود كه همه بايد دانشمند كلامى يا فيلسوف شوند ؛ بلكه ما گفتيم ايمان ما نبايد جنبهء شعارى داشته باشد كه با ايجاد كوچك‌ترين اشكال و شبهه‌اى نسبت به يكى از مسائل عقيدتى دست از همه چيز شسته و تسليم اشكال‌كنندگان شويم ؛ و اين كار براى هر فردى ميسّر است . ممكن است انسان از يك حادثهء ساده كه در محيط اطرافش اتفاق مىافتد بتواند دليلى بر حقانيت اعتقادش پيدا كند . داستان پيرزن فرتوتى كه در حال ريسندگى با چرخ دستى كوچك خود بود بيانگر اين مطلب است ، وقتى شخصى به او گفت : اى پيرزن تو چگونه خدايت را شناخته‌اى و پى به وجود وى برده‌اى ، بلافاصله دست از چرخ نخ‌ريسى خود برداشت و به دنبال آن چرخ از حركت باز ايستاد ، پيرزن فرتوت به سخن آمد و گفت : اين چرخ دستى كوچك و ساده محتاج به دستان منِ پيرزن است تا بتواند حركت كند ، چگونه اين جهان باعظمت به آفريدگارى توانا نياز ندارد ! ؟