السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

47

در پرتو وحى (فارسى)

و اين پرستش نه از روى اجبار بلكه با اختيار انسان صورت مىگيرد . و انسان با شناخت خوبىها و بدىها يكى را انتخاب مىكند . إِنَّا هَدَينَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ما راه را به او نمايانديم ، حال او شاكر است و به راه مستقيم قدم برمىدارد يا از آن اعراض كرده و به بيراهه مىرود . همان‌گونه كه درآيات و روايات فراوان آمده انسان تا اندازه‌اى مختار است و با استعانت از خداوند مىتواند راه را از بىراهه تشخيص بدهد و آن را انتخاب كند و اگر مجبور به اطاعت يا معصيت بود ديگر عقاب و پاداش اعمال معنى نداشت و با عدل الهى سازگار نبود . وإِياكَ نَسْتَعِينُ دومين ضعف انسان ، ضعف فعلى است . اين فراز از آيه بيان مىكند كه خداوندا در كارهايم تنها از تو استمداد مىجويم و اگر تو كمكم نكنى من هيچم و در صورتى كه يك لحظه بلكه كمتر از آنى ما را از فيض خود محروم كنى ما معدوم مىشويم و از آنجا كه ديگران نيز همانند من فقير هستند تنها از تو كه ذاتى مستقل و وجودى غنى دارى ، استمداد مىجويم . همان‌طور كه بيان شد تقديم مفعول براى حصر است و اينجا نفى قدرت از ديگران است ، يعنى خداوندا با علم به اينكه از ديگران كارى بر نمىآيد از تو كمك مىخواهم ، زيرا تو قادر مطلق وعطا كننده بىنيازى . سومين ضعف انسان ، ضعف تشخيص است ، از اينرو بايد هميشه از خداوند درخواست بنمايد ( اهدنا الصراط المستقيم ) . انسان خود به تنهايى توانايى ندارد راه را بيابد بلكه بايد خداوند حكيم راه را به او بنماياند و او را هدايت كند .