السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
34
در پرتو وحى (فارسى)
خواه به خاطر نعمت يا غيرنعمت ، اما بين حمد و شكر تفاوت گذاشته و گفتهاند ، شكر براى نعمت خاص است كه با قلب و لسان و جوارح اداء مىشود اما حمد فقط با زبان قابل بيان است . « 1 » خداوند در ابتداى سوره حمد فرمود : الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ و جمله را اسميه آورد نه فعليه و نفرمود ( نحمدالله يا احمدالله ) ، اين بيانگر نكته ظريفى است كه جملات اسميه آن را در بر دارد نه جملات فعليه ، زيرا جملات اسميه دلالت بر ثبات و دوام مىكنند بر خلاف جملات فعليه . با دقت در اين موارد بدست مىآوريم چقدر آيات قرآن با حكمت و مفاهيم عالى نازل شده است . ( لله ) : الله اسمى است براى ذات واجب الوجود كه سزاوار هم حمدهاست و ( ل ) در اين واژه به خاطر اختصاص است ، بدين معنا كه تمام ستايشها و انواع حمدها ، مخصوص پروردگار است و اين اختصاص يا براى اين است كه ذات پروردگار لايق حمد است و ديگران را در آن سهمى نيست و يا به خاطر اين است كه سرانجام تمامى حمدها به خداوند باز مىگردد ولو با واسطه . مثلًا وقتى گل يا بستان زيبا يا حتى انسان زيبايى را مىبينيم ، فرد خود به خود آن باغ را در زيبايى مىستايد ، زيرا داراى كمالى است كه ديگر چيزها آن را دارا نيستند و از آنجا كه خداوند اين كمال را به آن باغ زيبا داده با يك واسطه او را حمد و ستايش مىكنيم . ( رب ) : رب در لغت به معنى تربيت مىآيد ، يعنى ايجاد يك
--> ( 1 ) . زمخشرى ، كشاف ، ج 1 ، ص 8 .