السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

32

در پرتو وحى (فارسى)

ميخواست مقدمهاى بر يك كتاب دوره قاجار بنويسد همين سبك را رعايت مىكند . قرآن با اينكه يك كتاب مذهبى است و قبل از آن كتاب‌هايى مانند تورات و انجيل آمده است ، اما به سبك و روش آنها نوشته نشده است . سبك قرآن ، بديع و بينظير است : قرآن بخش و فصل ندارد ، فصل اول و ثانى و ثالث ندارد . قرآن بر اساس سوره و آيه تقسيم شده است . البته در گذشته ، حتى نام سورهها و شماره آيات را نيز نمينوشتند و معتقد بودند بايد در قرآن فقط آنچه وحى است بيايد و هيچ چيز اضافهاى نوشته نشود . از جهت ارائه مطالب و موضوعات نيز داراى سبكى بديع و روشى بيمانند است . قرآن مطالب متنوعى دارد : در قرآن معارف و عقايد وجود دارد اما كتاب فلسفى نيست ، اخلاق هست اما كتاب اخلاقى نيست ، مواعظ و نصايح هست ولى مثل كتاب‌هاى موعظهاى نيست ، داستان و حكايت هست اما كتاب داستان نيست ، تاريخ هست ولى مثل كتاب‌هاى تاريخى نيست ، احكام و قوانين هست ولى كتاب فقهى يا قانونى نيست ، ادعيه انبيا و مردم عادى نقل شده است اما كتاب دعا نيست ، مسائل علمى و اجتماعى هست ولى كتاب علمى نيست . خلاصه اينكه بسيارى از مسائل در قرآن مطرح شده است اما نميتوان قرآن را كتابى مانند كتاب‌هاى ديگر دانست كه در يك موضوع خاص تاليف شده است .