السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
28
در پرتو وحى (فارسى)
و انديشهها و الگوى برنامهء عملى آنان باشد قبول ندارند . قرآن در تمام عرصههاى زندگى ما حضور دارد ، ولى تورات و انجيل اينطور نيست . ما قرآن را ميبوسيم و روى چشم ميگذاريم ، اسم بچهها را با تفأل از قرآن انتخاب ميكنيم ، در مراسم مختلف ، مثل عقد و عروسى ، مسافرت ، وفات ، رفتن به خانه نو ، اعياد و . . . قرآن را بهعنوان تبرك استفاده ميكنيم و بسيارى موارد ديگر . همچنين قرآن و آيات آن ، الهامبخش بسيارى از هنرهاى ماست و اگر كسى دقت كند ميتواند ببيند كه قرآن در همه عرصههاى زندگى مسلمانان رسوخ كرده است . حال شما كدام كتاب ديگر را ميشناسيد كه داراى اين ويژگيها باشد . هر كتابى يك دورهء زمانى دارد . اين ضربالمثل را شنيدهايد كه « الأمور مرهونة بأوقاتها » ؛ يعنى هر كارى و هر چيزى تاريخ مصرف دارد . مثلًا شعرهاى حماسى اول انقلاب اثرى داشت كه الآن آن آثار را ندارد . روضهخوانها در اول مشروطه اين شعر اديب الممالك فراهانى را ميخواندند و با آن يك شهر را منقلب ميكردند : افسوس كه اين مزرعه را آب گرفته * دهقان مصيبتزده را خواب گرفته ولى الآن اين بيت ، حتى يك نفر را هم منقلب نميكند . شيخ على محمد باب كتابى داشت به نام « بيان » . من مدتى دنبال نسخه عربى اين كتاب بودم . از هر بهايى كه ميپرسيدم جواب ميداد كه