السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
26
در پرتو وحى (فارسى)
باطن نيز هست ، يعنى تأويل دارد و مراد از آن ، معنايى است كه از ظاهر الفاظ استفاده نمىشود و كسى علم به آنها ندارد مگر خداوند و راسخان در علم . پس ظاهرش حكمت است و باطنش علم و دانايى . ( له نجوم و على نجومه نجوم ) ؛ قرآن ستارههايى دارد و بر آن ستارهها ستارگان ديگرى وجود دارد . وقتى سؤال مىشود ستارهها براى چيست پاسخ مىدهد ، ستاره براى يافتن راه در شب است و نجات از ظلمت بيابانهاى هولناك و تاريك ؛ قرآن هم ستارگانى دارد كه بشر را از ظلمت جهل و سرگردانى مىرهاند و به منزل مقصود مىرساند . مرحوم مجلسى در شرح اين فقره از حديث مىفرمايد : « شايد مراد از ( و له نجوم ) آياتى باشد كه بر احكام خداوند دلالت مىكند و به وسيله آنها مردم هدايت مىشوند و در قرآن نيز آياتى وجود دارد كه بر اين آيات دلالت مىكند و آنها را توضيح مىدهد ، شايد هم مراد از ( نجوم ) سوم در حديث همان سنت باشد كه بهوسيله آن آيات تفسير مىشود و احتمال هم دارد مراد ائمه اطهارعليهم السلام باشند كه در واقع آنان عاملين به حقيقت قرآنند ، شايد هم مراد از ( نجوم ) سوم معجزاتى باشد كه بر حقيقت آيات دلالت مىكند . » « 1 » ( فيه مصابيح الهدى ) ؛ مصابيح جمع مصباح به معنى چراغهاى پرنور مىباشد .
--> ( 1 ) . مجلسى ، مرآة العقول ، ج 12 ، ص 479 .