السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
17
مناسك حج و عمره (فارسى)
ابراهيم عليه السلام را به ياد مىآورد ، هم او كه يگانه فرزندش را تنها براى فرمانبرى از خداوند در سرزمينى خشك و بى آب و علف رها نمود . حاجى از « صفا » توشهء صداقت و صفا برمىگيرد و از « مروه » مروّت و جوانمردى . آن گاه براى وقوف در عرفات و شروع حجّ ، احرامى ديگر مىبندد و براى پىبردن به نقش معرفت و آگاهى در رسيدن به كمال انسانى در عرفات وقوف مىكند . با ديدن جبلالرّحمة در عرفات ، رحمت گستردهء پروردگار را به ياد مىآورد و در مشعر ، جان و دلش را با ياد خداوند و شعور و تقوا حياتى نو مىبخشد . وقتى به منى پا مىگذارد گويى همهء آرزوهايش را در آن سرزمين پاك كه جايگاه پيامبران خدا و عرصهء آزمون مردان بزرگى چون ابراهيم عليه السلام است مىيابد . با سنگ زدن به جمرات ، تلاش مىكند تا شيطان را براى هميشه از خود طرد كند و با تراشيدن موهايش ، زيورهاى مادّى و مظاهر عالم مادّه را از خود مىزدايد . آنگاه به ابراهيم اقتدا مىكند و با قربانى كردن ، نفس سركش امّاره را سرمىبرد . حاجى دگربار بايد به مكّه بازگردد و از رحمت الهى به ميدان بندگى و اطاعت او وارد شود و به طواف و نماز و سعيى برخاسته از « معرفت » و « شعور » كه سوغات سفر به عرفات و مشعر است ، بپردازد . بارى اين فريضهء ارجمند كه عقل و ادراك ما از شناخت كنه رمز و رازهاى آن عاجز است تنها داراى جنبههاى اخلاقى و تربيتى نيست . حجّ در جايگاه اصيل خود انباشته از آموزههاى اجتماعى و