السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي
24
رساله توضيح المسائل (فارسى)
اوّل : خود انسان از هر راهى وثوق و اطمينان پيدا كند چيزى نجس است ، و اگر گمان داشته باشد چيزى نجس است ، لازم نيست از آن اجتناب نمايد ؛ بنابر اين غذا خوردن در قهوهخانهها و مهمانخانههايى كه مردمان بىپروا و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمىكنند در آنها غذا مىخورند ، اگر انسان اطمينان نداشته باشد غذايى كه براى او آوردهاند نجس است ، اشكال ندارد . دوم : گفتن « ذو اليد » - يعنى كسى كه چيزى در اختيار او است - مثلًا همسر يا خدمتكار انسان بگويد كه ظرف يا چيز ديگرى كه در اختيار او است ، نجس مىباشد ، مشروط بر اين كه متهم به دروغگويى نباشد . سوم : دو مرد عادل بگويند كه چيزى نجس است . « مسألهء 110 » اگر به واسطه ندانستن مسأله ، نجس يا پاك بودن چيزى را نداند ، مثلًا نداند عرقِ جنب از حرام پاك است يا نه ، بايد مسأله را بپرسد ، ولى اگر با اين كه مسأله را مىداند در پاكى چيزى شك كند ، مثلًا شك كند كه آن چيز خون است يا نه ، يا نداند كه خون پشه است يا خون انسان ، آن چيز پاك مىباشد ، مگر در مورد آب مشكوكى كه بعد از ادرار و قبل از استبراء و يا بعد از خروج منى و قبل از ادرار كردن خارج مىشود كه محكوم به نجاست است . « مسألهء 111 » چيز نجسى كه انسان شك دارد پاك شده يا نه ، نجس است و اگر شك كند چيز پاكى نجس شده يا نه ، پاك است و حتى اگر بتواند نجس يا پاك بودن آن را بفهمد ، لازم نيست وارسى كند . « مسألهء 112 » كسى كه در طهارت و نجاست دچار وسواس است ، لازم نيست به بر طرف شدن نجاست اطمينان پيدا كند ، بلكه بايد بدون توجه به وسوسههاى نفسانى خود به متعارف مردم نگاه كرده و ببيند آنها در چه مواردى اطمينان به طهارت و نجاست پيدا مىكنند و همانند آنان عمل نمايد . همچنين اگر در مسائل وضو ، غسل و ساير عبادات نيز وسواس داشته باشد ، بايد به همين ترتيب عمل نمايد . اگر چنين شخصى به وسوسههاى نفسانى خود اعتنا نمايد ، شيطان در او طمع كرده و به تدريج در اعتقادات و امور روزمرهء او نيز شك و ترديد ايجاد مىنمايد .