اكبر ترابى شهرضايى
68
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
الحدود نظر ساعة » « 1 » اين نيست كه اگر صبح حكم كرده ، حقّ ندارد اقامهى آن را به بعد از ظهر موكول كند . زيرا ، در پارهاى روايات ديديم اميرمؤمنان عليه السلام خطاب به مردم فرمود : فردا بياييد مىخواهيم فلان زن را سنگسار كنيم . از اين رو ، مراد از ساعت در روايت ، ساعت اصطلاحى برابر با شصت دقيقه نيست ؛ بلكه مقصود از آن ، « لحظه » است . به همين جهت ، معناى اين روايت آن است كه تأخير يك لحظه جايز نيست ؛ و اين معنا با روايات و تعبيرات ديگر تنافى پيدا مىكند . از مجموع اين روايات استفاده مىشود كه حكم بر عنوان « تعطيل » بار شده و تأخير تا جايى كه اين عنوان صدق نكند ، اشكال ندارد . مثل اينكه فردى را امروز محكوم كنند و اجراى حدّ را به فردا بيندازند تا اعلان گردد و مردم بيشترى جمع شوند . امّا اگر كسى را محكوم كردند و گفتند : دست نگهداريم ببينيم چه مىشود و يا يك ماه ديگر حدّ را اجرا مىكنيم ، عنوان تعطيلى حدّ بر اين صورت صادق است . فرع سوم : قابل شفاعت نبودن حدّ براى اين فتوا دليلهاى زير بيان شده است : 1 - در روايت مرسلهى صدوق رحمه الله آمده بود كه : « لاشفاعة حدّ » « 2 » ؛ يعنى حدّ قابل شفاعت نيست . 2 - آيهى شريفهى : الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِى فَاجْلِدُواْ كُلَّ وَ حِدٍ مّنْهُمَا مِاْئَةَ جَلْدَةٍ وَ لَاتَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِى دِينِ اللَّهِ « 3 » نيز اشعار به اين معنا دارد ؛ زيرا ، شفاعت متولّد از رأفت خواهد بود . كسى شفاعت را مىپذيرد كه حالت نرمى در او نسبت به مجرم پيدا شده باشد ؛ در حالى كه خداوند از منشأ شفاعت نهى مىكند ؛ و مىفرمايد : شما در دين خدا و اجراى حدود الهى ، نبايد نرمى به خرج دهيد ؛ زيرا ، اين حالت سبب جلوگيرى از اجراى حدّ مىشود .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 336 ، باب 25 از ابواب مقدّمات حدود ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، باب 24 از ابواب مقدّمات الحدود ، ح 4 . ( 3 ) . سورهى نور ، 2 .