اكبر ترابى شهرضايى

486

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

عمرو التميمي والآخر المعلّى بن الجارود . فشهد أحدهما أنّه رآه يشرب وشهد الآخر أنّه رآه يقيء الخمر . فأرسل عمر إلى ناس من أصحاب رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فيهم أمير المؤمنين عليه السلام ، فقال لأمير المؤمنين عليه السلام ما تقول يا أبا الحسن عليه السلام ؟ فإنّك الّذي قال له رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : أنت أعلم هذه الامّة وأقضاها بالحقّ ، فإنّ هذين قد اختلفا في شهادتهما . قال : ما اختلفا في شهادتهما و ما قاءها حتّى شربها . فقال : هل تجوز شهادة الخصيّ ؟ قال : ما ذهاب لحية إلّاكذهاب بعض أعضائه . « 1 » سند حديث : در سند اين روايت حسين بن زيد يا يزيد واقع شده است كه در كتاب‌هاى رجالى به وثاقتش حكم نشده است ؛ ليكن دو جهت در او هست : 1 - وى از جمله افرادى است كه صفوان از او روايت مىكند و در بحث‌هاى گذشته گفتيم : شيخ طوسى رحمه الله درباره‌ى صفوان و ابن ابى عمير و بزنطى مىفرمايد : « لايروون ولا يرسلون إلّاعن ثقة . » ما در اين جهت اشكال كرديم و گفتيم : روايت اين گروه از فردى ، دليل وثاقت او نيست . 2 - وى از رجال تفسير علىّ بن ابراهيم قمى است . در گذشته به اين مطلب اشاره كرديم كه مؤلّف كتاب كامل الزيارات ، در مقدّمه‌اش به وثاقت تمام راويان واقع در اسناد روايات حكم كرده است ؛ علىّ بن ابراهيم قمى رحمه الله نيز در مقدّمه‌ى كتابش مىگويد : ما در اين كتاب اخبار و رواياتى كه افراد موثّق نقل كرده‌اند ، مىآوريم ؛ و حسين بن زيد يكى از راويان واقع در اسناد تفسير قمى است . لذا ، به اين جهت مىتوان به اعتبار روايت حكم كرد . از اين دو جهت كه بگذريم ، جهت ديگرى در اين روايت هست كه سبب اعتبار آن مىگردد . بنابراين ، لازم نيست بر دو جهت اوّل تكيه كنيم ؛ و آن اين كه : اوّلًا : اين روايت را مرحوم كلينى ، صدوق ، شيخ طوسى ( مشايخ ثلاثه رحمهم الله ) نقل كرده‌اند . و ثانياً : همه‌ى فقها بر طبق آن فتوا داده‌اند و كسى در آن مناقشه نكرده است . لذا ، شهرت عملى اصحاب ضعف سندش را جبران مىكند . فقه الحديث : امام باقر عليه السلام فرمود : قدامة بن مظعون را نزد عمربن خطاب آوردند در

--> ( 1 ) . كافى ، ج 7 ، ص 401 ، ح 2 ؛ وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 480 ، باب 14 از ابواب حدّ السّرقة ، ح 1 .