اكبر ترابى شهرضايى
483
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
قلت : النبيذ ؟ قال : إذا اخذ شاربه قد انتشىء ضرب ثمانين ، قلت : أرأيت إن أخذته ثانيةً ، قال : اضربه ، قلت : فإن أخذته ثالثةً ، قال : يقتل كما يقتل شارب الخمر . « 1 » فقه الحديث : در اين صحيحه ، امام صادق عليه السلام فرمود : وقتى شارب الخمر را نزد پيامبر مىآوردند ، در دفعه اوّل و دوّم او را مىزد و در مرتبهى سوّم او را مىكشت . ابوالصباح كنانى پرسيد : حكم نبيذ چگونه است ؟ امام عليه السلام فرمود : اگر شارب نبيذ را گرفتند در حالى كه مست بود و رخوت و سستى داشت - در گذشته گفتيم ، نبيذ بر دو نوع مسكر و غير مسكر است - در مرتبهى اوّل و دوّم او را تازيانه مىزنند ، و در دفعهى سوّم همانند شارب خمر مىكشند . 3 - روايت دوازدهم و سيزدهم « 2 » اين باب نيز بر همين مطلب دلالت دارد . با توجّه به روايات گذشته ، مجالى براى مناقشه در ثبوت حدّ قتل در مرتبهى سوّم نمىماند . تذكّر : آيا با وجود اين همه روايات معتبر ، حقّ داريم شرب خمر را با زنا مقايسه كرده و بگوييم : وقتى در زنا قتل در مرتبهى چهارم بود ، قتل شرابخوارى كه گناهش در اهمّيت به پاى زنا نمىرسد ، بايد در مرتبهى چهارم باشد . ما چه مىدانيم ، فقيه دست به ملاكات ندارد و كارى هم به ملاكات ندارد ؛ بلكه او تابع دليل است . دليل در باب زنا قتل را در مرتبهى چهارم گفته و در اين باب در مرتبهى سوّم ، ما نيز بايد به آن عمل كنيم . در مقام فلسفه بافى ممكن است بگوييم : وجود شهوت و غريزهى جنسى در وجود انسان ، او را به زنا وادار مىكند ؛ انسان نيز امكان دارد تحت تأثير اين غريزه مرتكب زنا گردد ؛ ولى كدام غريزه در وجود انسان اقتضا دارد كه انسانيّت و عقل خود را از دست بدهد ؟ شرابخوارى ربطى به غريزهى انسانى ندارد . از اين رو ، شارع در باب زنا حدّ قتل را در مرتبهى چهارم و در اين باب در مرتبهى سوّم قرار داده است .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 478 ، باب 11 از ابواب حدّ مسكر ، ح 11 . ( 2 ) . همان ، ح 12 و 13 .