اكبر ترابى شهرضايى

476

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

[ عدم سقوط الحدّ بالجنون والإرتداد ] [ مسألة 11 - لا يسقط الحدّ بعروض الجنون ولا بالارتداد ، فيحدّ حال جنونه وارتداده . ] عدم سقوط حدّ به عروض جنون و ارتداد اگر فردى در حال عقل يا اسلام شراب خورد و پس از آن ديوانه شد يا از اسلام برگشت ، جنون و ارتدادش سبب سقوط حدّ نمىگردد ؛ زيرا ، اگر بر مرتدّ حدّ جارى نشود ، هر فردى كه حرامى را مرتكب شد ، از ترس كيفر مرتدّ مىگردد . بنابراين ، بر مجنون و مرتدّ حدّ زده مىشود . اگر بگوييد : چه فرقى بين مستى و ديوانگى است ؟ براى فرد مست بايد صبر كنيم تا به هوش آيد ، امّا نسبت به مجنون مىگوييد : حدّ را جارى مىكنند ؟ مىگوييم : فرق واضح است . حالت مستى يك حالت موقّت و زود گذر است ، به خلاف جنون كه احتمال بقايش تا آخر عمر هست ؛ علاوه بر اين كه فرد مست درد را احساس نمىكند ، امّا ديوانه حسّ مىكند . بنابراين ، مىبينيم بسيارى از افراد ديوانه از ترس كتك خوردن مرتكب پاره‌اى از كارها نمىشوند . اگر ديوانه‌اى پيدا كنيم كه ضرب و كتك در او اثرى نداشته باشد ، شايد بتوانيم او را استثنا كنيم ؛ آن هم از باب اين كه ضرب اثرى ندارد و ضرب به لحاظ تأثيرش ، واقع مىشود ؛ ولى نوع ديوانه‌ها اين‌طور نيستند ، و از ضرب ، متألّم و متأثّر مىگردند . در مورد فرد مست دليلى نداريم كه بايد بلافاصله به او حدّ زد . امير مؤمنان عليه السلام نجاشى شاعر معروف زمان خودش را كه در ماه رمضان شراب خورده بود ، اوّل هشتاد تازيانه زد ، يك شب او را نگاه داشتند و فرداى آن روز بيست تازيانه‌ى ديگر زد . وقتى اعتراض كرد چرا به من صد تازيانه زديد ؟ امام عليه السلام فرمود : هشتاد تازيانه براى شرب خمر و بيست تازيانه براى مراعات نكردن احترام ماه رمضان بود . « 1 »

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 474 ، باب 9 از ابواب حدّ مسكر ، ح 1 .