اكبر ترابى شهرضايى
428
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
الف : شيخ مفيد رحمه الله فرموده است : اماميه از زمان امير مؤمنان عليه السلام تا زمان امام عسكرى عليه السلام چهارصد اصل تأليف كردند كه به اصول اربعمائه معروف شده و ما از خارج مىدانيم تأليفات اماميّه در اين فاصلهى زمانى بيش از چهارصد كتاب بوده است . از تعبير شيخ مفيد رحمه الله به اصول اربعمائه وجود آن دو نكتهى اساسى در اين چهارصد كتاب است . ب : هر مؤلّفى كه دربارهاش « له أصل » گفتهاند ، داراى شخصيّت و عظمت و مقام شامخى بوده است ؛ حتّى يك دسته از روايات را به علّت عدم ذكر در اصول اوّليه تضعيف كرده و گفتهاند : اگر اين روايات معتبر است ، چرا در اصول اوّليه نام و نشانى از آنها وجود ندارد . 2 - ابن غضائرى رحمه الله از علماى بزرگ رجالى امامى است كه بسيارى از راويان به مناقشه و اشكال در وثاقت از سوى او گرفتار شدهاند ؛ در حالى كه ديگران آنان را توثيق كردهاند . كار به جايى رسيده كه اگر كسى از مناقشهى ابنغضائرى رحمه الله مصون مانده است ، مىتوان او را موثّق صددرصد دانست . ابنغضائرى رحمه الله مىگويد : « زيد نرسى » با « زيد رزاد » دو نفر هستند كه از امام صادق عليه السلام روايت دارند ؛ امّا آنچه را صدوق و استادش رحمهما الله دربارهى كتاب زيد نرسى گفتهاند اشتباهى است كه از آنان سر زده است ؛ زيرا ، ابن ابى عمير اين كتاب را از زيد نرسى روايت مىكند . لذا ، موردى براى موضوع و مجهول بودن كتاب باقى نمىماند . « 1 » مرحوم بحرالعلوم با اين دو راه خواسته وثاقت زيد نرسى را تمام كند ، ما راههاى ديگرى نيز اضافه مىكنيم : الف : زيد نرسى استاد محمّد بن ابىعمير است و اين بزرگوار از اصحاب اجماع است . گفتهاند خصوصيّت اصحاب اجماع اين است كه اگر سندى به يكى از آنان منتهى شد ، افراد پس از او لازم نيست بررسى شود ؛ زيرا ، اصحاب اجماع به حدّى ضابط و دقيقاند كه از غير ثقه نقل نمىكنند ؛ لذا ، در حقّ ابنابىعمير گفتهاند : مراسيلش مانند مسانيدش حجّت است . با توجّه به مطالب گذشته ، روايت ابنابىعمير از زيد نرسى دليل بر وثاقت او است . ب : مرحوم صدوق رحمه الله در موارد متعدّدى در كتاب من لا يحضره الفقيه از زيد نرسى
--> ( 1 ) . رجال بحر العلوم ، ج 2 ، ص 362 - 370 .