اكبر ترابى شهرضايى

421

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

آيا عصير عنبى مشكوك از خمر مشكوك بالاتر است ؟ اگر مايعى باشد كه نمىدانيم خمر است ، آيا مىتوان گفت : خمر واقعى است ؟ اگر نمىتوانيم بگوييم : « كلّ مشكوك الخمريّة خمر » واقعاً به طريق اولى نمىتوان گفت : « العصير العنبى المشكوك خمر واقعاً » . علاوه بر اين كه بسيارى از فقها ، بلكه مشهور از آنان خمريّت را از عصير عنبى قبل از ذهاب ثلثين سلب كرده‌اند ، تا چه رسد به عصير عنبى مشكوكى كه احتمال ذهاب ثلثين نيز داده مىشود . و به ديگر سخن ، عصير عنبى معلوم الحال خمر نيست ؛ پس ، به طريق اولى عصير عنبى مشكوك الحال خمر نخواهد بود . اگر مقصود خمر تنزيلى است ، يعنى عصير عنبى مشكوك واقعاً نازل منزله‌ى خمر است ، با آن كه احتمال ذهاب ثلثين و حليّت آن داده مىشود ، ليكن شارع چشم‌هايش را بسته و گفته است : با تمام اين اوصاف ، آن را نازل منزله‌ى خمر واقعى كردم . مىگوييم : تنزيل به حسب واقع بايد در رابطه‌ى با يك عنوان واقعى باشد ؛ و در مشكوك جاى تنزيل نيست ؛ شارع نمىتواند بگويد : « كلّ ما اشتبه أنّه خمر واحتمل أن يكون خمراً أو غير خمر فهو منزّل منزلة الخمر واقعاً » ؛ وقتى در مشكوك الخمرية چنين تنزيلى جا نداشت ، در عصير عنبى مشكوك هرگز جا ندارد . از گفتار گذشته معلوم شد تنزيل بر روى عنوان واقعى امكان دارد ؛ ولى عنوان ظاهرى و مشكوك را نمىتوان تنزيل كرد . در اين روايت ، سؤال از عصير عنبى مشكوك الحال است ، و امام عليه السلام همان را جواب مىدهد ؛ يعنى موضوع قضيه‌ى حمليه « خمرٌ » ، « العصير العنبي المشكوك » است ، نه عصير عنبى . بيان امام راحل رحمه الله در روايت در قضيه‌ى حمليه « العصير العنبيّ المشكوك خمر » وقتى نتوانست عصير عنبى مشكوك را نازل منزله‌ى خمر واقعى يا خمر تنزيلى كند ، به ناچار بايد به خمر ظاهرى تنزيل كند ؛ زيرا ، هر جا عنوان مشكوكى داشته باشيم ، جاى پياده شدن حكم ظاهرى است . خمر ظاهرى در مقابل خمر واقعى و تنزيلى است ؛ يعنى عصير عنبى مشكوك الحال به