اكبر ترابى شهرضايى
400
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
مقصود از مسكر براى شناخت معناى مسكر و اسكار بايد به عرف مراجعه كرد ؛ زيرا ، موضوعاتى كه در لسان دليل اخذ مىشود ، بر دو نوع است : يكبار موضوع از ماهيات مخترعهى شرعى است مانند صلاة ، حجّ ، زكات ؛ كه در اين موضوعها بايد به شارع مراجعه شود ؛ خواه به حقيقت شرعى معتقد باشيم يا به حقيقت متشرعه . يك دسته هم از موضوعات عرفى هستند و به شارع ربطى ندارد ؛ مثلًا اگر بگويد : دم نجس است يا « الخمر حرام » يا « المسكر حرام » ، خون و خمر و مسكر حقايقى نيستند كه به شارع ارتباط داشته باشند ، بلكه عرف بايد معناى آنها را روشن كند ؛ حاكم در اين باب عرف است . بعضى از فقها خواستهاند براى مسكر تعريفى ارائه كنند ؛ كه به نظر ما لازم نيست اين تعريفها را دنبال كنيم و بر آنها دليل بياوريم . اگر عرف با آنها موافق نيست ، وجهى ندارد آنها را به عنوان پايه و ملاك تعريف مسكر قرار دهيم . عدّهاى در تعريف مسكر گفتهاند : چيزى است كه تناولش سبب مىشود صحبتهاى كسى كه آن را مىنوشد ، بدون ربط و نظام گردد ؛ به تعبير ديگر ، پرت و پلا بگويد و حرفهاى نامربوط بزند ؛ اسرار و مكتوماتش رابروز بدهد ؛ گويا ملكاتش ظهور پيدا مىكند . جمعى گفتهاند : مسكر چيزى است كه عقل را تغيير مىدهد همراه با يك حالت سرور فوق العاده كه براى شارب خمر حاصل مىشود ؛ و تفاوتش با مواد مخدّر و مُرقد اين است كه آنها در عقل تغيير ايجاد مىكند ، ولى حالت سرور را به دنبال ندارد . به گفتهى صاحب جواهر رحمه الله « 1 » اين تعريفها را نبايد ملاك قرار داد . اين مسأله امرى عرفى است ؛ و عرف ، بين مسكر و خوابآور و مخدّر فرق مىگذارد . يكسرى از اشيا را به عنوان مخدّر مىشناسد از آن جهت كه حالت تخدير ايجاد مىكند ؛ مانند ترياك و . . . ؛ عرف اينها را مسكر نمىداند ؛ و همينطور بعضى از چيزهايى كه خوابآورند مانند كپسولها و قرصهاى مرقد و خوابآور ، كه اينها نيز از دايرهى مسكرات خارجاند ؛
--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 449 .