اكبر ترابى شهرضايى
364
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
هرجا مسألهى قتل مطرح است ، آن را به باب ارتداد برگردانيم ؛ از اين چند روايت ، اين دو فرع به خوبى استفاده مىشود كه ساحر مسلمان كشته ، و ساحر كافر تأديب مىگردد . فرع سوّم : راه اثبات عمل به سحر بعضى گفتهاند : بيّنه نمىتواند براى اثبات عمل به سحر مفيد باشد ؛ زيرا ، آنان نمىفهمند ساحر اين كار را براى چه هدفى انجام مىدهد ؛ و اثر سحر نيز چيزى نيست كه الآن ملاحظه كنيم . از بيان قرآن در قصهى هاروت و ماروت « 1 » استفاده مىشود سحر يك اثر واقعى دارد و خودش يك واقعيّت است ، نه اين كه بدون اثر باشد ؛ والّا اگر يك امر خيالى بيش نبود ، دليل نداشت كه حكم عامل آن را قتل بگويند . پس شدّت حكم آن نيز همين مطلب را مىفهماند . شهيد ثانى رحمه الله در كتاب لمعه ، در بحث مكاسب مىفرمايد : حقّ اين است كه سحر اثرى حقيقى دارد . « 2 » با توجّه به اين مطالب ، گفتهاند : بيّنه در اثبات سحر راه ندارد ؛ زيرا ، اگر ساحر كارى كند كه بين زن و شوهر جدايى حاصل شود ، شاهد ، بر چه چيزى شهادت بدهد ؟ بر نوشته شهادت بدهد ؟ از كجا مىداند كه سحر است ؟ و اگر از اثرگذارى آن بر روى زن و شوهر خبر مىدهد ، از كجا فهميده اين جدايى از آن نوشته و سحر حاصل شده است ؟ حقّ در مسأله ، خلاف اين مطلب است ؛ زيرا ، در روايت زيد آمده بود « إذا جاء رجلان عدلان فشهدا بذلك فقد حلّ دمه » ، « 3 » و اين عبارت ، بيانگر اثباتِ عملِ به سحر با بيّنه است . اقرار ، طريق ديگر اثبات سحر است ؛ ولى امام راحل احتياط كرده و مىفرمايد : دو مرتبه اقرار كند ؛ زيرا ، اوّلًا مسألهى قتل در ميان است ؛ و ثانياً ، به مقتضاى روايات اقرار در باب زنا ، اقرا به منزلهى شهادت است ؛ لذا ، اگر دو شاهد عادل لازم باشد ، پس دو اقرار نيز لازم است .
--> ( 1 ) . « فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ » ؛ سورهى بقره ، 102 . ( 2 ) . الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية ، ج 1 ، ص 273 ، طبع قديم . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 577 ، باب 3 از ابواب بقية الحدود ، ح 1 .