اكبر ترابى شهرضايى
348
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
امام عليه السلام فرمود : پيامبر از قتل نهى فرموده است ؛ زيرا ، اسلام فتك و غافلگير كردن را در زنجير كرده و با آن مخالف است . او را رها كن ، ديگرى به حسابش مىرسد . اين روايت را بايد بر صورتى حمل كرد كه خوف قتل وجود داشته باشد . امام عليه السلام مىدانسته كه اگر ابوالصباح مرتكب قتل همسايهاش گردد ، او را رها نمىكنند و جانش به مخاطره مىافتد . از اينرو ، او را نهى كرده است . استدلال امام عليه السلام به كلام پيامبر صلى الله عليه و آله شايد علّتش تعصّب سائل بوده كه با بيان امام عليه السلام از تصميمش منصرف نمىشد . از اينرو ، به « الإسلام قيّد الفتك » تمسّك كرد ، تا او را از اين كار باز دارد . با اين توجيه ، روايت مخالفتى با روايات گذشته ندارد ؛ زيرا ، بحث ما در جايى است كه ترسى وجود نداشته باشد . رواياتى نيز دربارهى ناصبى داريم . - ( فردى كه عداوت با اهل بيت را جزء مذهب و دين خود قرار داده است . با توجّه به اين كه ناصبى به اقتضاى طبيعتِ نصب ، به سبّ اهل بيت عليهم السلام مىپردازد ، و بين نصب و سبّ ملازمه است ؛ زيرا ، مبرِز عداوت و نصب ، اهانت و دشنام دادن به اهل بيت عليهم السلام است ) . - از امام عليه السلام دربارهى ناصبى سؤال مىكند ، امام عليه السلام مىفرمايد : او را بكش ، ولى به گونهاى كه كسى متوجّه نشود ؛ مثلًا ديوارى را بر سرش خراب يا او را در دريا غرق كن ، تا كسى نتواند بر ضدّ تو شهادت دهد . « 1 » حكم سابّ فاطمهى زهرا عليها السلام از خارج معلوم است صديقهى كبرى عليها السلام يكى از معصومان عليهم السلام است ؛ و حكم پدر ، شوهر و فرزندان در حقّ ايشان نيز جارى است . فرق چندانى بين امامانى كه متصدّى مقام امامت بودهاند با حضرت زهرا عليها السلام قائل نيستيم ؛ به ويژه كه آيهى تطهير « 2 » در حقّ رسول خدا ، امير مؤمنان ، فاطمهى زهرا ، امام حسن و امام حسين عليهم السلام نازل شده است ، و امامان ديگر به
--> ( 1 ) . متن روايت ، صحيحه داود بن فرقد است كه آن را در كتاب تفصيل الشريعه آوردهاند . محمّد بن علي بن الحسين في العلل عن أبيه ، عن سعد ، عن أحمد بن محمّد ، عن عليّ بن الحكم ، عن سيف بن عميرة ، عن داود بن فرقد ، قال : قلت لأبيعبداللَّه عليه السلام ما تقول في قتل الناصب ؟ فقال : حلال الدم ولكنيّ اتّقى عليك فإن قدرت أن تقلب عليه حائطاً أو تغرقه في ماء ليكلايشهد به عليك فافعل . ( وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 463 ، باب 27 از ابواب حدّ قذف ، ح 5 ) . ( 2 ) . سورهى احزاب ، 33 .