اكبر ترابى شهرضايى

282

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

[ قذف المجنون الأدواري ] [ مسألة 2 - لو قذف العاقل أو المجنون أدواراً في دور عقله ثمّ جنّ العاقل وعاد دور جنون الأدواري ثبت عليه الحدّ و لم يسقط ويحدّ حال جنونه . ] قذف مجنون ادوارى اگر قاذفى در حال قذف شرايط را دارا بود ، مانند عاقل يا مجنون ادوارى در هنگام عاقل بودنش ، ليكن در زمان اقامه‌ى حدّ ، عقل را از دست داد و ديوانه شد ، اين جنون سبب سقوط حدّ نمىگردد و در همان حال ، بر او حدّ اقامه مىشود . در مسأله قبل گفتيم قذف در صورتى موجب حدّ است كه حرمت فعليّه داشته باشد ؛ قذفى كه در اين مقام از عاقل صادر شده در دور عقل و با وجود عقل بوده است ؛ لذا ، متّصف به حرمت فعليّه بوده و حدّ بر آن ثابت است . اجراى اين حدّ در حال جنون - جنونى كه فاقد كلّ تمييز نباشد ؛ يعنى به‌گونه‌اى باشد كه اگر در آن حال قذف مىكرد ، او را تعزير مىكرديم . - مشكلى ندارد ؛ زيرا ، دليلى بر تأخير حدّ تا بازگشت به دور عقل در مجنون ادوارى نداريم ، و در عاقلى كه ديوانه شده و اميدى به بهبودى او نيست ، به چه دليل حدّ را ساقط يا در آن تأخير بيندازيم ؟ عمل قذف به شكل حرام از فرد صادر شده ، و در زمان اجراى حدّ نيز واجد تمييز است ، به صورتى كه اين عقوبت در او اثر مىگذارد ؛ لذا ، وجهى براى كلام صاحب جواهر رحمه الله « 1 » نمىماند كه فرمود : محتمل است بگوييم : حدّ مجنون ادوارى به تأخير افتاده تا دور عقلش فرا رسد ؛ و يا اگر عاقلى ديوانه شد ، به انتظار مىنشينيم ؛ اگر عاقل شد ، حدّ جارى و گرنه ساقط مىگردد ؛ زيرا ، اين احتمال با قواعد تطبيق نمىكند ؛ و بيان امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله با قواعد موافق‌تر است .

--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 414 .