اكبر ترابى شهرضايى

266

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

2 - اگر طرف مقابل مستحقّ چنين ايذا و اهانتى نباشد ، اطلاق شارب الخمر يا عناوين ديگرى كه موجب هتكش گشته ولى قذف نيست ، سبب ثبوت تعزير مىگردد . اين حكم ، از نظر فتوا و روايت مسلّم است . پس از روشن شدن اين مقدّمه ، بايد عبارت تحرير الوسيله را مورد دقّت و بررسى قرار بدهيم : امام رحمه الله فرمود : « كلّ فُحش » نحو « يا ديّوث » - ( مرحوم محقّق در شرايع « 1 » « كل فُحش » را نگفته است و فقط به ذكر مثال پرداخته است ) . - يكى از مصاديق فحش را واژه « ديّوث » گفته‌اند . در لغت و عرف اين كلمه به كار مىرود . بعضى در تفسير آن گفته‌اند : « يا ديّوث » يعنى اى كسى كه همسرت زنا مىدهد ؛ برخى معناى آن را « اى كسى كه واسطه‌ى ارتباط جنسى با همسرت مىگردى » گفته‌اند . « 2 » بنابراين ، معناى لغوى « يا ديّوث » بنا بر يك معنايش با « يا زوج الزانية » برابر است و اگر به كسى بگويند : « اى شوهر زن زناكار » ، قذف نسبت به زوجه‌اش محقّق مىگردد . هرچند بنا بر معناى دوّم صراحت و ظهورى در قذف ندارد . لذا ، بايد اين كلمه را به گونه‌اى معنا كنيم كه صراحت و ظهورى عقلايى در اسناد زنا نداشته باشد . مقصود از « أو تعريض بما يكرهه المواجه و لم يفد القذف في عرفه و لغته » چيست ؟ دو احتمال در اين‌جا وجود دارد : الف : لفظى كه به نحو كنايه و تعريض دلالت بر اسناد لواط و زنا كند ؛ يعنى تعريض در مقابل صراحت و ظهور لفظى . محقّق رحمه الله در شرح نافع « 3 » و صاحب رياض قدس سره « 4 » اين معنا را پذيرفته‌اند . ب : مقصود از تعريض ، در معرض ايذا و هتك قرار دادن باشد ؛ و به‌طور كلّى هيچ ربطى به باب اسناد زنا و لواط نداشته باشد . شاهد اين احتمال ، مثال‌هايى است كه در آن‌ها هيچ احتمال تعريض به معناى اوّل جا ندارد ؛ مثلًا در « يا ولد الحيض » چه تعريضى نسبت به

--> ( 1 ) . شرايع الاسلام ، ج 4 ، ص 945 . ( 2 ) . القاموس المحيط ، ج 1 ، ص 173 . ( 3 ) . المختصر النافع ، ص 298 . ( 4 ) . رياض المسائل ، ج 10 ، ص 114 .