اكبر ترابى شهرضايى
264
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
بهترين حجّت و دليل بر حكم بود . به هر حال ، مسأله مشكل است كه براى نسبت زنا به زن حدّ خورده بعد از توبه و اقامهى حدّ ، به حدّ قذف فتوا دهيم ، هرچند در تعزير مفترى ترديدى نيست ؛ زيرا ، زن منحرفى پشيمان گشته ، حدّ خورده و زن با تقوايى شده است . بر تعيير و سرزنش او تعزير ثابت بوده ، ليكن اثبات حدّ قذف مشكل است . فرع دوّم : حكم « با فلان زن زنا كردم . . . » اگر مردى گفت : « با فلان زن زنا كردم » و يا خطاب به زنى گفت : « با تو زنا كردم » ، در اين دو صورت ، قذفى ثابت نمىشود ؛ زيرا ، معناى اين سخن اسناد زنا به آن زن نيست . ممكن است ، آن زن را فريب داده و يا بر زنا اكراه و اجبار كرده باشد . لذا ، اين فرد به خودش نسبت زنا مىدهد ؛ يعنى به زنا اقرار مىكند ؛ اگر چهار مرتبه اقرار كرد ، حدّ زنا ثابت مىگردد ؛ ولى حدّ قذفى نيست . معناى قذف ، اسناد زنا يا لواط به غير است نه به خود . البتّه در مباحث گذشته بحثى در اين مورد داشتيم كه آيا با چنين سخنى مىتوان او را تعزير كرد يا نه ؟ به همانجا مراجعه شود .