اكبر ترابى شهرضايى
24
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
فلمّا ضرب النّاس واختلطوا أرسلاني وفرّا ولو كانوا صادقين لم يرسلاني ، فقال أمير المؤمنين عليه السلام : من يدلّني على هذين أنكلهما . « 1 » فقه الحديث : روايت ، بين حسن و صحيح مردّد است . امام باقر عليه السلام در اين روايت مىفرمايد : دو مرد ، شخصى را نزد اميرمؤمنان عليه السلام آورده و گفتند : زرهى را دزديده و به سرقت او شهادت دادند - در باب سرقت ، دو شاهد كافى است - زمانى كه اميرمؤمنان عليه السلام دربارهى شهود فكر و مطالعه مىكردند ، مرد متهمّ به دست و پا افتاده ، قسم مىداد و مرتّب مىگفت : به خدا قسم ، اگر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حاضر بود ، دستم را قطع نمىكرد . امام عليه السلام از او پرسيد : چرا ؟ گفت : خداوند به او حقيقت را مىگفت و مىفهميد من برى هستم و او نيز مرا تبرئه مىكرد . امام عليه السلام هنگامى كه حالت او را مشاهده كرد ، به آن دو شاهد فرمود : از خدا بپرهيزيد ، مبادا دست اين مرد را با ظلم و كذب قطع كنيد و آنان را قسم داد . آنگاه فرمود : حال كه مسأله اينگونه است و شما روى شهادتتان اصرار داريد ، پس خودتان حدّ را اجرا كنيد ؛ يكى دستش را بگيرد و ديگرى مباشر قطع آن شود . مرحوم شيخ طوسى ادامهى روايت را در عقاب تهذيب آورده است ؛ به اين صورت كه : وقتى آن دو نفر به سوى محل قطع دست حركت كردند ، جمعيّت ازدحام كرده و اين دو نفر در ميان جمعيت متهمّ را رها كرده و داخل مردم شدند ؛ زمينهى فرارشان مهيّا شده و آنان فرار كردند . مرد متهمّ نزد اميرمؤمنان عليه السلام بازگشته ، گفت : اى اميرمؤمنان عليه السلام آن دو نفر عليه من از روى ظلم و ستم شهادت دادند ؛ هنگامى كه جمعيّت به هم خورد و ازدحام پيش آمد ، مرا رها كرده ، فرار كردند ؛ و اگر در شهادتشان راستگو بودند ، فرار را بر قرار ترجيح نداده و حدّ را دربارهى من اجرا مىكردند . امام عليه السلام فرمود : اگر كسى آنان را به من تحويل دهد ، آنها را عقوبت كرده و به كيفر مىرسانم تا بر ضدّ مسلمانى به دروغ شهادت ندهند .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 345 ، باب 33 از ابواب مقدّمات الحدود ، ح 2 ؛ كافى ، ج 7 ، ص 264 ، ح 23 ؛ تهذيب ، ج 6 ، ص 318 ، ح 83 .