اكبر ترابى شهرضايى
195
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
شهرت بر عدد « سى و نود و نه » باشد ، در حالى كه چنين شهرتى بر مقدار تعزير بين « سى و نود و نه » وجود ندارد ؛ فقط صاحب كشف اللثام رحمه الله از كتاب نهايهى شيخ طوسى رحمه الله تعزير را بين « سى و نود و نه » گفته است ؛ امّا دليل هر دو مسأله يكى است . « 1 » قسمت اخير كلام صاحب جواهر رحمه الله مورد قبول ما نيست ؛ و به نظر ما ، دليل در دو مسأله يكى نيست ؛ بلكه بايد ادلّهى هر مسأله را مستقلًا بررسى كرد . شايد اين مسأله به نتيجهاى منتهى شود كه از بحث اجتماع رجلين آن نتيجه به دست نيايد . در بحث اجتماع دو مذكّر به صورت احتياط يا فتوا ، مقدار تعزير را نود و نه تازيانه گفتيم ، در اينجا حكم چيست ؟ رواياتى كه در اين باب وارد شده ، بر چهار دسته است : دسته اوّل : رواياتى كه در مورد « المجتمعتان تحت إزار واحد » دلالت بر صد تازيانه دارد : 1 - محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، وعن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى جميعاً ، عن ابن أبي عمير ، عن حمّاد ، عن الحلبي ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : حدّ الجلد أن يوجدا في لحاف واحد ، والرّجلان يجلدان إذا و جدا في لحاف واحد الحدّ ، والمرأتان تجلدان إذا أخذتا في لحاف واحد الحدّ . « 2 » فقه الحديث : سند اين حديث بين صحيحه و حسنه مردّد است ؛ ليكن با مراجعهى به ترجمهى ابراهيم بن هاشم و دقّت در توثيقات و احوالش ، نظر ما بر وثاقت اوست . بنابراين ، از اين روايت ، به صحيحه تعبير مىكنيم . اين روايت كاملًا دلالت دارد كه بر اين دو زن بايد حدّ يعنى صد تازيانه اقامه شود . 2 - وعنه ، عن أبيه ، عن ابن محبوب ، عن عبداللَّه بن سنان ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ،
--> ( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 41 ، ص 391 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 363 ، باب 10 از ابواب حدّ زنا ، ح 1 .