اكبر ترابى شهرضايى

160

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

ثالثاً : حمل بر تقيّه فرع عدم تحقّق شهرت در يك طرف است ؛ زيرا ، مقبوله‌ى عمر بن حنظله « 1 » اوّلين مرجّح را شهرت فتوايى گفته است ؛ يعنى هر كدام از دو روايت متعارض با شهرت فتوايى موافقت داشته باشد ، به عنوان اوّلين مرجّح بر روايت ديگر مقدّم مىشود . وجه سوّم : نظر برگزيده در كيفيّت جمع براى تبيين مختار ما در كيفيّت جمع ، بايد به مطالب زير توجّه داشت : اوّلًا : روايات صد تازيانه را فقط صدوق « 2 » و اسكافى رحمهما الله « 3 » پذيرفته ، و به آن فتوا داده‌اند ؛ بنابراين ، مىتوان گفت : شهرت فتوايى بر خلاف آن‌هاست ؛ و در ميان شيعه و سنّى كسى غير از اين دو بزرگوار به آن فتوا نداده است . ثانياً : روايات نود و نه تازيانه در تعيّن اين عدد ظهور دارد ؛ يعنى حدّاقل و حدّاكثر ندارد و انتخاب عدد با اختيار حاكم نيست ؛ « نود و نه تازيانه ليس إلّا » . ليكن مشهور فقها به چنين ظهورى فتوا نداده‌اند ، بلكه مرحوم شيخ در نهايه « 4 » و ديگران تخيير بين سى و نود و نه را گفته ، و مرحوم مفيد در مقنعه « 5 » تخيير بين ده و نود و نه را گفته‌اند . لذا ، يك شهرت فتوايى مسلّم بر عدد نود و نه نداريم . ثالثاً : شهرت فتوايى بر تعيين عدد نود و نه نداريم و ليكن تمام فقها به غير از صدوق و اسكافى رحمهما الله به تخيير بين نود و نه و عدد سى ، يا ده تازيانه فتوا داده‌اند . به هر حال ، عدد نود و نه تازيانه هرچند به صورت تخيير مورد فتواى مشهور است ، امّا همين اندازه كافى است تا روايات نود و نه را حجّيت داده و روايات صد را از حجّيت ساقط كند . رابعاً : دليل بر تخيير حاكم بين عدد سى تازيانه به‌عنوان حداقلّ و نود و نه تازيانه به عنوان حداكثر ، جمع بين روايت سليمان بن هلال و روايات نود و نه بود ؛ از آن‌جا كه اين روايت در نزد ما معتبر نيست ، بنابراين ، مسأله‌ى تخيير را كنار گذاشته و به ظهور روايات

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 75 ، باب 9 از ابواب صفات‌القاضى ، ح 1 . ( 2 ) . المقنع ، ص 433 . ( 3 ) . المختلف ، ج 9 ، ص 193 . ( 4 ) . النهاية في مجرّد الفقه والفتوى ، ص 705 . ( 5 ) . المقنعة ، ص 785 .