اكبر ترابى شهرضايى
153
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
المرأتان إذا وجدتا في لحاف واحد مجرّدتين جلدهما كلّ واحد منهما مائة جلدة . « 1 » فقه الحديث : در اين حديث صحيحه دلالتى واضح و روشن بر مدّعاى مرحوم شيخ صدوق وجود دارد . 2 - محمّد بن يعقوب ، عن عليِّ بن إبراهيم ، عن أبيه وعن محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد بن عيسى جميعاً ، عن ابن أبي عمير ، عن حمّاد ، عن الحلبي ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام ، قال : حدّ الجلد أن يوجدا في لحاف واحد ، والرّجلان يجلدان إذا وجد في لحاف واحد الحدّ ، والمرأتان ، تجلدان إذا اخذتا في لحاف واحد الحدّ . « 2 » فقه الحديث : اين روايت به لحاظ ابراهيم بن هاشم ، بين صحيح و حسن مردّد است « 3 » . امام صادق عليه السلام فرمود : « حدّ الجلد » . اضافهى « حدّ » به « جلد » اضافهى بيانيه نيست ؛ زيرا ، بر معناى بيانيّت ، معناى « حدّ الجلد » ، « حدّ الّذى هو الجلد » مىشود ؛ و در اين صورت ، با خبرش « أن يوجدا في لحاف واحد » توافق و ربطى ندارد . بنابراين ، اينجا حدّ به معناى لغوىاش يعنى مرز و حدّ و حدودى كه آيهى شريفه « 4 » براى زنا گفته است ، مىباشد ؛ يعنى در مقام تفسير آيهى شريفه است . مىگويد : مىدانيد مرز تازيانهاى كه خدا در قرآن براى زنا مقرّر كرده كجاست ؟ از چه حدّى شروع مىشود ؟ مرزش يافتن زن و مردى زير يك لحاف است . آنجا مسأله جلد است . به قرينهاى ادامهى روايت كه حكم دو مرد و دو زن را معيّن كرد ولى متعرّض حكم مرد و زن نشد ، مىفهميم فاعل « يوجدا » مرد و زن است . بنا بر آنچه گفتيم ، نتيجه اين مىشود : تازيانهاى كه خداوند در قرآن در مورد زن و مرد زانى فرموده است ، مخصوص تحقّق دخول نيست ؛ بلكه اگر مرد و زن زير يك لحاف ديده شوند ،
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 366 ، باب 10 از ابواب حدّ زنا ، ح 15 . ( 2 ) . همان ، ص 363 ، ح 1 . ( 3 ) . روايت دو سند دارد ؛ يكى حسن يا صحيح ، ولى سند دوّم بر طبق تمام مبانى صحيح است . ( 4 ) . سورهى نور ، 2 .