اكبر ترابى شهرضايى

147

آئين كيفرى اسلام (فارسى)

ثانياً : آن رجل را نمىشناسيم ؛ لذا ، نمىتوان به چنين روايتى در مقابل روايات قوى معارض با آن تكيه كرد . در نتيجه ، مختار ما ، همان فتواى مشهور و امام راحل رحمه الله است ؛ يعنى اگر فاعل ، مسلمان بالغ عاقل باشد و لواط هم غير ايقابى بود ، صد تازيانه مىخورد ؛ امّا اگر لواط ايقابى بود ، حدّش قتل است به كيفيّتى كه گذشت . فرع دوّم : حكم تكرار فعل با تخلّل حدّ در لواط ايقابى اين فرع را نداريم ؛ زيرا ، در همان مرتبه‌ى اوّل ، فاعل يا مفعول كشته مىشوند . امّا در لواط غير ايقابى ، از آن جا كه حدّش صد تازيانه است ، اين مسأله جا دارد كه اگر به‌طور مكرّر لواط غير ايقابى واقع شد و به دنبال هر عملى نيز حدّ را اقامه كردند ، آيا در مرتبه‌ى سوّم - يعنى پس از دوبار تازيانه ( حدّ ) خوردن - قتل و كشتن مىآيد ؛ يا پس از سه‌بار تازيانه خوردن ، در مرتبه‌ى چهارم او را مىكشند ؟ در باب زنا همين مسأله مطرح بود ، و همين اختلاف نيز در آن‌جا وجود داشت ؛ و نتيجه اين شد كه اگر سه‌بار حدّ زنا بر شخص اقامه شد ، ولى باز مرتكب زنا گشت ، در مرتبه‌ى چهارم او را مىكشند . دليل دالّ بر اين مطلب ، روايت صحيحه‌اى بود كه مفادش يك ضابطه‌ى كلّى بر كشته شدن مرتكب هر گناه كبيره‌اى پس از اجراى دو مرتبه حدّ و در مرتبه‌ى سوّم است . در باب زنا ، روايتى نيز داشتيم كه مىگفت : قتل در مرتبه‌ى چهارم است . جمع بين اين روايات به تخصيص عام بود ؛ يعنى روايتى كه ضابطه‌ى كلّى را افهام مىكند ، عامّ و قابل تخصيص است ؛ مانند « أكرم العلماء » و « أكرم كلّ عالم » است ؛ و لسانش آبى از تخصيص نيست . بنابراين ، دليل خاصّ مانند : « لا تكرم زيداً العالم » مىتواند آن را تخصيص بزند . آن دو روايت عبارتند از : 1 - وبإسناده عن يونس ، عن أبي الحسن الماضي عليه السلام ، قال : أصحاب الكبائر كلّها إذا اقيم عليهم الحدّ مرَّتين قتلوا في الثالثة . « 1 » 2 - محمّد بن يعقوب عن عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن محمّد بن عيسى بن عبيد ، عن يونس ، عن إسحاق بن عمّار ، عن أبي بصير ، قال : قال أبو عبداللَّه عليه السلام : الزّاني إذا زنى يجلد ثلاثاً ويقتل في الرابعة ، يعني جلد ثلاث مرّات . « 2 »

--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 388 ، باب 20 از ابواب زنا ، ح 3 . ( 2 ) . همان ، ص 387 ، ح 1 .