اكبر ترابى شهرضايى
107
آئين كيفرى اسلام (فارسى)
بلغت ، أو إهداب [ إهداء ] من جبل مشدود اليدين والرّجلين ، أو إحراق بالنّار . « 1 » فقه الحديث : در اين صحيحه ، امام صادق عليه السلام فرمود : امير مؤمنان عليه السلام با يارانش نشسته بودند ، مردى نزد او چهار مرتبه به لواط اقرار كرد ؛ امام عليه السلام فرمود : رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهى تو سه دستور داده است ، يكى را اختيار كن ؛ قتل با شمشير ، اسقاط از بالاى كوه با دست و پاى بسته ، سوزاندن به آتش . در اين روايت ، امام عليه السلام از او نپرسيد : آيا زن دارى يا نه ؟ محصن هستى يا نه ؟ امام صادق عليه السلام نيز كه داستان را نقل مىكند ، تفصيلى ندارند كه آيا زن داشته است يا نه . بنابراين ، از روايت استفاده مىشود حدّ لواط ايقابى يكى از سه امر فوق است ، خواه لاطى محصن باشد يا نه . 2 - وعنه ، عن أحمد ، عن الحسين بن سعيد ، عن القاسم بن محمّد الجوهري ، عن عبدالصّمد بن بشير ، عن سليمان بن هلال ، عن أبي عبداللَّه عليه السلام في الرّجل يفعل بالرّجل ، قال : فقال : إن كان دون الثقب فالجلد ، وإن كان ثقب اقيم قائماً ثمّ ضرب بالسّيف ضربة أخذ السّيف منه ما أخذ ، فقلت له : هو القتل ؟ قال : هو ذاك . « 2 » فقه الحديث : سليمان بن هلال از امام صادق عليه السلام دربارهى مردى كه با مرد ديگرى لواط كند ، پرسيد . امام عليه السلام فرمود : اگر غير ايقابى باشد ، حدّش تازيانه است ؛ و اگر ايقابى باشد ، در حالت ايستاده با شمشير به او ضربتى مىزنند ، تا هرچه شمشير مىخواهد از او بگيرد . در اينجا به ذهن مىآيد : ضربتى مىزنيم ، بميرد يا نميرد ؛ ولى اين معناى عبارت نيست ؛ بلكه مقصود اين است كه در زدن شمشير رعايت چيزى نشود . از اين رو ، سائل پرسيد : يعنى كشته شود ؟ فرمود : آرى . اطلاق اين روايت ، بر عدم فرق بين فاعل محصن و غير آن دلالت دارد .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 18 ، ص 419 ، باب 3 از ابواب حدّ لواط ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ص 416 ، باب 1 از ابواب حدّ لواط ، ح 2 .