تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيدجواد حسينى خواه

41

قاعده ضمان يد (فارسى)

اثبات حكمى تمسّك كرده باشد ؛ و فقط مرحوم علّامه از ابن جنيد و ابن ادريس رحمهما الله نقل كرده است كه به اين روايت تمسّك كرده‌اند . در نقد كلام ايشان دو مطلب را مىتوان بيان داشت ؛ اوّل آن‌كه با مراجعه به كتاب‌هاى علّامه رحمه الله ، معلوم مىشود مواردى وجود دارد كه ايشان بدون نقل قول از ابن جنيد و ابن ادريس ، به اين روايت تمسّك مىكنند . به عنوان مثال ، موارد زير را مىتوان نام برد : 1 - « احتجّوا بعموم قوله عليه السلام : على اليد ما أخذت حتّى تؤدّي » « 1 » . 2 - « لما روي عن النّبي صلى الله عليه و آله أنّه قال : علىاليد ماأخذت حتّى تؤدّي » « 2 » . 3 - « والرسول عليه السلام قال : على اليد ما أخذت حتّى تؤدّيه » « 3 » . 4 - « وقوله عليه السلام : على اليد ما أخذت حتّى تؤدّيه » « 4 » . مطلب دوّم نيز اين است كه فخر المحقّقين فرزند علّامه رحمهما الله در كتاب « ايضاح الفوائد » كه شرح كتاب « القواعد والفوائد » علّامه رحمه الله است ، در موارد بسيارى به اين روايت تمسّك و اشاره مىكند « 5 » ؛ و اگر اين روايت در نزد پدر بزرگوارش مورد قبول نبود ، حدّاقل به آن اشاره مىكرد . بنابراين ، نتيجه مباحث تا اينجا اين مىشود كه اشكال صغروى حضرت امام رحمه الله قابل جواب است . از اين رو ، كسانى كه معتقدند عمل مشهور جابر ضعف سند روايت است ، به اين روايت مىتوانند عمل كنند .

--> ( 1 ) . العلّامة الحلّى ، مختلف الشيعة فى أحكام الشريعة ، ج 5 ، ص 321 . ( 2 ) . همان ، ج 5 ، ص 417 . ( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 63 . ( 4 ) . همان ، ج 6 ، ص 87 . ( 5 ) . براى نمونه ، ر . ك : فخر المحقّقين ، إيضاح الفوائد فى شرح القواعد ، ج 2 ، صص 116 و 125 و 167 و 308 و 324 و 327 و 329 .