تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه
41
قاعده لا حرج (فارسى)
مطابق اين معنا ، اشكال برخى از مفسّرين « 1 » مبنى بر آن كه انسان قابليّت و قدرت ندارد كه حق جهاد را انجام دهد ، پس چرا خداوند فرمود : « وَ جهِدُوا فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِى » ؟ ، وارد نخواهد بود ؛ زيرا ، تعليل « وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » مرز و محدودهء « حَقَّ جِهَادِهِى » را بيان كرده است و مىگويد تا هنگامى كه احكام به حدّ حرجى نرسيدهاند ، بايد مكلّف نهايت تلاش خود را انجام دهد . البته ممكن است كسى در اين كه اين قسمت از آيه شريفه عنوان تعليلى داشته باشد ، خدشه كند و بگويد : در استدلال به آيه شريفه بايد قبل و بعد آن را در نظر داشته باشيم . در جواب مىگوييم : در استدلال به اين قسمت از آيه لازم نيست كه قبل و بعد آن را ملاحظه كنيم و اساساً در اصول مطرح شده كه اگر قرينه سياق در مواردى ، اعتبار هم داشته باشد ، نمىتوان گفت كه در قرآن كريم در همه موارد اعتبار دارد ؛ بلكه به اختلاف موارد مختلف است . علاوه آن كه با قطع نظر از مسأله سياق ، اين قسمت از آيه شريفه در مقام بيان ضابطه كليّه است و ائمّه معصومين عليهم السلام نيز در رواياتى كه از آنان نقل شده است ، به آن استدلال كردهاند . بنابراين ، ترديدى باقى نمىماند كه به اين آيه شريفه با قطع نظر از رواياتى كه در ذيل اين آيه شريفه وارد شده است ، مىتوان براى نفى حكم حرجى استدلال كرد . روايات وارد در ذيل آيه حرج در ذيل آيه 78 سورهء حجّ رواياتى وارد شده است كه به وسيله آنها نيز مىتوانيم به مدّعا برسيم ؛ البته استدلال به اين روايات به عنوان تكميل استدلال به آيه شريفه است ؛ نه آن كه رواياتى كه ائمّه معصومين عليهم السلام در آنها به « وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » استدلال نمودهاند ، خود دليل مستقلّى در عرض كتاب باشد و براى فقيه دليليّت داشته باشد ؛ به عبارت ديگر ، استدلال ائمّه عليهم السلام كاشف از اين است كه دلالت آيهء شريفه بر مدّعاى اين بحث تمام است .
--> ( 1 ) . ر . ك : القرطبى ، الجامع لأحكام القرآن ( تفسير القرطبى ) ، ج 18 ، ص 144 ؛ ابن الجوزى ، نواسخ القرآن ، ص 196 .