تقرير بحث الشيخ فاضل اللنكراني لسيد جواد حسينى خواه

38

قاعده لا حرج (فارسى)

استفاده كنيم تا بتوانيم حكمى را كه مستلزم حرج است ، برداريم ؛ امّا مطابق اين بيان ، جعل احكام براى ايجاد حرج نيست ، هرچند حرجى باشند . سؤالى كه در مورد اين بيان مطرح مىشود ، آن است كه آيا آيه شريفه در اين معنا ظهور دارد ؟ در پاسخ بايد گفت : به نظر مىرسد اين بيان نيازمند تقدير است و لازم است كه در آيه كلمه « غرض » قبل از « حرج » در تقدير گرفته شود ؛ يعنى گفته شود : « من حرج » يعنى « لغرض الحرج » ؛ بدين معنا كه خداوند در دين اسلام احكام را به هدف اين كه بندگان را به حرج بيندازد ، جعل نكرده است . لكن از آنجا كه تقدير بر خلاف اصل است ، نمىتوان اين معنا را از آيه شريفه استفاده نمود . 2 ) بيان دوّم آن است كه بگوييم آيه شريفه مىفرمايد : دين اسلام ، دين سخت و حرجى نيست . به عبارت ديگر ، بيان مىكند تمامى احكام اسلام ، سهل و آسان است ؛ و اگر در موردى نيز حرج وجود دارد و انجام عملى براى انسان مشكل است ، در ظاهر و به حسب ظاهر است و الّا در واقع چنين نبوده و آن حكم ، حكمى سهل است . معناى آيه شريفه با اين حديث پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كه مىفرمايد : « لم يرسلني اللَّه بالرهبانيّة ، و لكن بعثني بالحنيفيّة السهلة السمحة . . . » « 1 » يكى مىشود ؛ و يا روايتى كه مىفرمايد : « إنّ هذا الدّين يُسر . . . » « 2 » . بر اساس اين بيان نيز به مدّعا نمىرسيم ؛ چرا كه خداوند - مطابق اين بيان - خبر مىدهد كه هر چه جعل كرده ، سهل و آسان بوده و حرجى نيست ؛ نه آن كه اگر حرجى پيش آمد ، بندگان مىتوانند دست از آن حكم بردارند . 3 ) بيان سوّمى كه مطرح شده ، آن است كه خداوند به وسيله « مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِى الدّينِ مِنْ حَرَجٍ » مىفرمايد : احكام تا زمانى اعتبار دارند كه مستلزم حرج نباشند . بنابراين ، منظور از آيه اين است كه هرگاه در اثر عمل به احكام و الزامات شرعى ، مكلّف

--> ( 1 ) . محمّد باقر المجلسى ، بحارالأنوار ، ج 22 ، ص 264 . ( 2 ) . على بن بلبان الفارسى ، صحيح ابن حبّان به ترتيب ابن بلبان ، ج 2 ، صص 63 و 64 ؛ احمد بن الحسين بن على البيهقى السنن الكبرى ، ج 3 ، ص 18 ؛ احمد بن شعيب النسائى ، سنن النسائى ، ج 8 ، صص 123 و 124 .